گنجور

شمارهٔ ۱۲۷۹

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

فرتوت عشق را نگریزد ز بی دلی

ای یار بد مگوی تو باری که عاقلی

عیبت نمی کنم که ز مبدای کن فکان

دانسته ام که در چه مقامات مشکلی

غیر تو هیچ نیست حجابی که بگذری

دانی که بعد قطع سفر در چه منزلی

صبرم نداشت طاقت حسن جمال او

آری که بر خلاف محقی است مبطلی

بر ما چه اعتراض که مستیم و عاشقیم

طعنه مزن که سینه ی مجروح می خلی

گر هست از محبت آل علی اثر

بر خوان ز روزنامه ی عرفان سینجلی

این جا کسی دگر نرسد جز موحدی

کورا بود محبت ذریت علی

آری نزاریا تو و آن فرخ آستان

کاقبال بر درش بنشیند به مقبلی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام