گنجور

شمارهٔ ۱۲۰۸

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

باز دلم صید کرد طرفه نگاری

سرو قدی غنچه سینه لاله عذاری

دست و عنانش دریغ و پای و رکابش

تا چه کنند از چنین نزار شکاری

جان به لبِ از آرزو رسید که دارم

بر لبِ می‌گونِ او شکسته خماری

هم به امیدی شکیب بیش توان کرد

کاش نویدی شود به بوس و کناری

تا به میانجیِ بادبانِ تضرّع

کشتیِ امّیدِ من رسد به کناری

هیچ دگرنیست در کشاکشِ هجران

کاش بدی دست‌رس به صبر و قراری

طاقتِ تنها سپردنِ منِ بی‌دل

نیست میسّر مرا ز صحبتِ یاری

آتش اندوه آبِ رز بنشاند

راه دهندم مگر به می‌کده باری

شادیِ روشن‌دلی که بر اثرِ صبح

پُر به کفم بر نهد قدح سه چهاری

الحذر از زاریِ نزاریِ مسکین

زارتر آخر ز من کجاست نزاری

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام