گنجور

شمارهٔ ۱

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

پاکا منّزها متعالی مهیمنا

ای در درون جان و برون از صفات ما

از رحمت تو کم نشود گر به فضل خویش

منت نهی و عفو کنی سیّئات ما

دوران شرّ و فتنه و طوفان و حیرت است

ظلمت حجاب راه شد از شش جهات ما

نوح عنایت توبه به کشتی مغفرت

سعیی کند مگر به خلاص و نجات ما

آلایشی که رفت به آب کرم بشوی

تنزیه ذات پاک تو دارد نه ذات ما

مقصود ما حصول رضا و جوار توست

ورنه چه بیش و کم ز حیات و ممات ما

بی یاد تو اگر نفسی می رود هباست

آری خلاصه یک نفس است از حیات ما

هم تو دهی ز عقده ی تقلیدمان خلاص

ورنه زمانه حل نکند مشکلات ما

ما را ز هول زلزلت الارض باک نیست

حفظ تو بس معاون ما و ثبات ما

یک جرعه گر ز جام تو در کام ما چکد

تا روز حشر کم نشود مسکرات ما

توفیق ده که نام نزاری رود به خیر

بر یاد دوستان تو بعد از وفات ما

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین نوشته:

با سلام خدمت تمام دوستانی که در تهیه مجموعه اثار شاعر بزرگ ایرانی نزاری زحمت کشیده اند
این شعر واقعا یکی از بهترین اشعار این شاعر بزرگ میباشد که من از دوران تحصیل همیشه انرا زمزمه میکردم و در ذهنم همیشه با خواندن این ابیات واقعا عرفانی نزدیکی خاصی با معبود خود را احساس میکردم
اگر به ابیات توجه کنیم در می یابیم که واقعا معانی بسیار بلند عرفانی را در جملاتی بسیار شیوا و روان بیان کرده که انسان با خواندن انها یک نوع احساس نزدیکی بخداوند را حس میکند
با سپاس فراوان از سایت گنجور که بدین وسیله باعث نزدیکی هر چه بیشتر شاعر دوستان و اهل نظر به همدیگر گردیده است

حسین نوشته:

به نظر می رسد در بیت اول رعایت قوانین عرف غزل نشده
ولی شعری نسبتاً خوب است

امین نوشته:

با سلام مجدد خدمت تمامی دوستان
نکته دیگری که به نظر این حقیر آمد اینست که در ابیات این شاعر بزرگ به طور کامل درمیابیم که منظور ایشان تنها خداوند بوده هست و ایشان درتمامی استعارات خویش بنوعی منظور را حضرت حق بیان کرده اند و شکی برای خواننده اشعار خویش باقی نگذاشته اند که منظور از این استعارات و اشارات حضرت باریتعالی میباشد
ولی بسیاری لز شاعران از جمله حافظ و همچنین خیام را وقتی به اشعرشان نگاه میکنیم در اصل منظورشان معشوق و مشروب زمینی بوده هست و هر گونه هم که اشعارشان را بخواهیم توجیه کنیم باز هم جور در نمیاید
حافظ و اللخصوص خیام که کفار بزرگی بوده اند و باید از نظر دین مبین اسلام آنها را کافر و مرتد خواند در بیشتر اشعار خود به تمسخر دین و خداوند پرداخته اند و برای آنکه مورد عتاب جامعه خویش قرار نگیرند زیرکانه یا بقول حافظ رندانه خود را عارف راه حق دانسته اند و به ریش تمامی مسلمانان خندیده اند
ولی نزاری که واقعا یک سالک و عارف راه حق بوده هست ازنظر این حقیر واقعا خوب شناخته نشده هست و باید هر چه بیشتر در شناسایی و ترویج این شاعر پارسی گو و حق شناس کوشا بود و شاعران بیدین و خدانشناس را تا حد امکان از دسترس خارج کرد که باعث رواج بیدینی و کفر میشوند
با تشکر ازسایت گنجور که دراین راه کوشش مینماید

جعفری نوشته:

با سلام بیت چهارم به جای توبه باید تو باشد

حمید نوشته:

سلام، آقای امین شما باید به کلماتی که در ادبیات عرفان به کار رفته شده است و چگونه وارد ادبیات شده اند باخبر باشید.

مثال: سافی در معنی اصلی خود کسی است که آب و شراب می ریزد ولی در ادبیات عرفان به معنای فیض الهی است.

کانال رسمی گنجور در تلگرام