کونین قطره ایست ز دریای ذات ما
افهام قاصرند ز کنه صفات ما
از غیر من چو نام و نشان نیست در جهان
اسم و صفات ما شده مجلای ذات ما
بیخو است روبروی من آورد بت پرست
هرگه که کرد سجده لات و منات ما
گر مرده بود زنده جاوید شد چو خضر
هرکس که خورد جرعه ز آب حیات ما
روشن جهان ز پرتو خورشید روی ماست
شد جلوه گاه حسن رخم کاینات ما
دیدیم جمله طالب دیدار ما بدند
سکان کعبه معتکف سومنات ما
چون گشت غرقه اسیری ببحر ذات
زان محو بود از همه قیدی نجات ما
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به عمق وجود انسانی و جایگاه ویژه ذات الهی اشاره دارد. شاعر بیان میکند که انسان تنها بخشی از دریای بزرگ و بیپایان حقیقت است و فهم بشر از این صفات بسیار محدود و ناکافی است. او تأکید میکند که در جهان هیچ نشانهای از غیر خدا وجود ندارد و صفات خداوند آیینهای از ذات او هستند.
شاعر در ادامه به قدرت و زندگی بخشندگی خدا اشاره کرده و میگوید هر کس از چشمه حیات الهی بنوشد، جاودانه و زنده خواهد شد. همچنین، بینظیر بودن زیبایی الهی را توصیف میکند و توضیح میدهد که وجود او میتواند روشنی بخش جهان باشد. در نهایت، او به قدرت نجاتدهنده خداوند و رهایی از بندها و قیدهای دنیوی میپردازد.
هوش مصنوعی: وجود ما همچون یک قطره از دریای وسیع و ژرف است و درک مردم از ویژگیهای ما به صورت ناقص و محدود است.
هوش مصنوعی: در جهان هیچ نشانه و نامی جز من وجود ندارد، و نام و ویژگیهای ما، نمایانگر ماهیت واقعی ما شده است.
هوش مصنوعی: یک بتپرست در مقابل من قرار دارد که هر بار که برای لات و منات سجده میکند، بیخبر است و دچار خوابآلودگی است.
هوش مصنوعی: اگر کسی بمیرد، با نوشیدن آب حیات ما دوباره زنده و جاویدان میشود، مانند خضر که از آب حیات نوشید و جاویدان شد.
هوش مصنوعی: جهان به خاطر تابش خورشید چهره ما روشن شده است و زیبایی صورتم، جلوهگاه خوبیهای کائنات است.
هوش مصنوعی: ما دیدیم که همه کسانی که به دنبال ملاقات ما بودند، به مانند سکان کعبه، در کنار معبد سومنات ما مشغول عبادت و تمرکز هستند.
هوش مصنوعی: وقتی که اسیر در دریای وجود خدا غرق شود، از تمامی بندها و محدودیتها رها میشود و نجات ما در این حال است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
پاکا منّزها متعالی مهیمنا
ای در درون جان و برون از صفات ما
از رحمت تو کم نشود گر به فضل خویش
منت نهی و عفو کنی سیّئات ما
دوران شرّ و فتنه و طوفان و حیرت است
[...]
از نان و آب نیست بقا و ثبات ما
باشد ز درد و داغ محبت حیات ما
یارب نصیب سوخته جانان عشق کن
ته جرعه ای که مانده ز آب حیات ما
از سعی، راه عشق به پایان نمی رسد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.