ما رخت دل ز کعبه به بتخانه بردهایم
چون می، ز شیشه راه به پیمانه بردهایم
از عشق پی به حسن برد هرکسی و ما
از نور شمع، راه به پروانه بردهایم
میگردد از حباب، سبکتر به روی می
این ساغر گران که به میخانه بردهایم
از اشک خود که آبله دل بود تمام
بهر کبوتران حرم، دانه بردهایم
ناآشناتریم ز هرکس گمان بری
ما عرض آشنایی بیگانه بردهایم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف حال و هوای عاشقانه و دلدادگی پرداخته است. شاعر از انتقال عشق و احساسات خود به مکانهای مختلف صحبت میکند؛ از کعبه و بتخانه گرفته تا میخانه. او نشان میدهد که چگونه عشق میتواند راه را برای درک زیباییها باز کند و همچنین از درد و اشک به عنوان نمادی از عشق سخن میگوید. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که احساسات عمیق او را از دیگران متمایز کرده و به نوعی ناآشنایی در روابط انسانی اشاره میکند.
هوش مصنوعی: ما عشق و وابستگی خود را از مکان مقدس کعبه به خانهی بتها منتقل کردهایم؛ مثل اینکه شراب را از شیشه به پیمانه میریزیم.
هوش مصنوعی: هر کسی با عشق به زیباییها پی میبرد، اما ما با نور شمع، راهی به سوی پروانه یافتهایم.
هوش مصنوعی: حباب روی شراب، سبکی خاصی به آن میبخشد و این ظرف سنگین را که به میخانه آوردهایم، به حرکت در میآورد.
هوش مصنوعی: از اشکهای خود که نشانهای از درد و رنج دل است، تمام زحمت و تلاشمان را برای تأمین خوراک کبوتران حرم کردهایم.
هوش مصنوعی: ما از هر کس دیگری ناآشنا تر هستیم، اما تصور میکنی که ما با هم آشنا هستیم و به این بهانه رابطهای بیگانه را به نمایش گذاشتهایم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ما برق جای نور به کاشانه برده ایم
آتش به پاسبانی پروانه برده ایم
بگرفته خواب دیده بخت و امید را
از بس ز وعده های تو افسانه برده ایم
با ما اگر خدای کند دشمنی بجاست
[...]
ما توبه را به طاعت پیمانه بردهایم
محراب را به سجده بتخانه بردهایم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.