گنجور

شمارهٔ ۷۶

 
نیر تبریزی
نیر تبریزی » غزلیات
 

گر نه چشمان تو در قصد گرفتارانند

ز چه هر گوشه از او صف زده خونخوارانند

مکن ایباد پریشان سر زلفش زنهار

که بهر حلقه از اندام گرفتارانند

تو ز می مست شکر خواب چه دانی که بشهر

هر شب از نیش سر زلف تو بیدارانند

با حذر باش که آن ناقه مشگین ز صبا

نشود باز که در شهر دلقکارانند

شیخ گو نخوت بیهوده برندان مفروش

غالب آنست که وارسته گنکارانند

صوفیانرا شو دار منعکس ایندلق ریا

همه دانند که اینقوم چه سگسارانند

بادب پای بمیخانه نه ایسالک راه

که بهر پای خم میگده هشیارانند

نیرّ اینخرقۀ پشمینه برانداز ز دوش

رهروان حرم عشق سبگبارانند



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور