گنجور

شمارهٔ ۶۳

 
نیر تبریزی
نیر تبریزی » غزلیات
 

گر چونتو در آفاق جفار کار نباشد

انصاف ز شوخی چو تو بسیار نباشد

نزدیک من از لذت عشقش خبری نیست

آن دلشه کش یار دل آزار نباشد

ایکاش بخوابیت کشد تنک در آغوش

بخت من سرگشته چو بیدار نباشد

خواهم شب وصل تو کشم شمع بغیرت

تا سایۀ تو همکش دیوار نباشد

زان ناله کشم بر سر ایندام که ترسم

من میرم و صیاد خبردار نباشد

نی زنده هله نی بکشد نی کند آزاد

کافر بکمند تو گرفتار نباشد

گویمکه چو بر من گذری پویمت از پی

بینم چو ترا طاقت رفتار نباشد

تا بوسه بجانست بده گرم که آید

روزی که فروشی و خریدار نباشد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور