گنجور

شمارهٔ ۱۰۸

 
نیر تبریزی
نیر تبریزی » غزلیات
 

خیز تا معتکف خانه خمار شویم

سر به پیشش بسپاریم و سبکبار شویم

زلف ساقی بکف آریم و ببانگ دف و چنگ

مست از خانه سوی کوچه و بازار شویم

دمبدم با رخ افروخته از آتش می

همچو طاوس پی جلوه و رفتار شویم

شحنه گر خرقه و دستار به یغما ببرد

گو ببر چند خر خرقه و دستار شویم

چون ز زلف تو توان سیحه و زناری بست

ما چرا لاوه پی سیحه و زنار شویم

با نسیمی که ز کوی مه کنعان آید

زشت باشد به تنعم سوی گلزار شویم

با تو ما را خبر از خویش ز خودبینی نیست

که انا الحق زده حلاج سردار شویم

کام ما بس ز تو کز کوی تو بوئی شنویم

ما که باشیم تو را طالب دیدار شویم

سر آزاده دلا شور و شر آرد برخیز

سر زلفی بکف آریم و گرفتار شویم

آخر از خمر جنان مست چو باید بودن

ما که مستیم از اول ز چه هشیار شویم

خستگانرا از شکر خنده دهد آب حیات

خوش طبیبی است بیا تا همه بیمار شویم

قیمت لعل لب یار بجان شد نیر

گوهر ارزان شده باز آ که خریدار شویم

از پس مرگ چو خاک قدیمی باید بود

به که خاک قدم شاه جهاندار شویم

شیر حق داور دین آنکه بمه ناز کنیم

باسگان سر کوی وی اگر یار شویم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن