من آن مرغ غریبم خسته بسته
پریده از گل و در خون نشسته
به پای خویشتن در دام رفته
ز دست چشم صیادت نجسته
خط تو سبزهای بر گل دمیده
رخ تو لالهای بر سرو بسته
شکست آوردهام از درد هجران
همین عهد تو دارم ناشکسته
ز سودای رخت چون زلف هندو
غلامی کرده، آزادی نجسته
چه دانی خستگان تیغ غم را
به پای نازکت خاری نخسته
دم ناصر چه مشکین میبرآید
به وصف زلف تو اشکسته بسته
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احضار احساسات عمیق و درد ناشی از جدایی و عشق میپردازد. شاعر خود را همچون پرندهای محبوس و خسته توصیف میکند که از گلها دور شده و در خون نشسته است. او به دام عشق گرفتار شده و نمیتواند از چنگال صیاد خود رهایی یابد. شاعر در بین نمادهای طبیعی مانند سبزه و لاله، به زیبایی معشوق و آثار آن اشاره میکند. او از درد جدایی رنج میبرد و بیوفایی را نمیتواند تحمل کند. در نهایت، او به توصیف زلف معشوق پرداخته و بیان میکند که بیان عشقش همچون مشکین دم ناصر از گسستگی و ضعف ناشی از غم و جدایی آمده است.
هوش مصنوعی: من آن پرندهای هستم که تنها و خسته به دور از سرزمین خود، از گل و طبیعت جدا شده و در رنج و اندوه زندگی میکنم.
هوش مصنوعی: به خاطر اشتباهات خود، به دام افتادهام و نتوانستهام از چشمان شگرد صیاد فرار کنم.
هوش مصنوعی: خط و نوشتههای تو مانند سبزهای است که بر روی گلها روییده و زیبایی خاصی به آنها بخشیده است. چهرهات همچون لالهای است که به پیچ و تاب سروی آراسته شده است.
هوش مصنوعی: از درد جدایی تو به زانو درآمدهام، اما همچنان به وفای خودم نسبت به تو پایبند هستم.
هوش مصنوعی: از عشق چهرهات همچون زلف هندی، بردهوار رفتار کردهام و نتوانستهام به آزادی برسم.
هوش مصنوعی: چه میدانی از درد و رنج کسانی که غم مانند تیغی بر پاهای نازک و حساس تو مینشیند و به آنها آسیب میزند؟
هوش مصنوعی: بوی خوشی از ناصر به مشام میرسد که توصیفکننده زلفهای خوشفرم توست که به زیبایی و به شکل مخصوصی آراسته شدهاند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
صفاهان بد چو اندامی شکسته
شکست از فر او گردید بسته
دلی دیرم چو مرغ پا شکسته
چو کشتی بر لب دریا نشسته
تو گویی طاهرا چون تار بنواز
صدا چون میدهد تار گسسته
چو ماری بر سر گنجی نشسته
ز شب تا شب به گِردی روزه بسته
بتنهائی دران کشتی نشسته
جهانی مال با وی تنگ بسته
نوا که بیفته از هنجار و رسته
پشیمان بی که نم خو م توشه نسته
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.