گنجور

 
ناصر بخارایی

همسر گل می‌نشود هر گیاه

جای عبادت ننشیند گناه

عقل من ای چشم تو بادا سپید

چشم من ای روی تو بادا سیاه

روی بتابید ز روی بتان

شرم بدارید ز روی اله

دل به زنخدان بتان میل کرد

یوسف گم گشته فرو شد به چاه

ما به غم هجر و تمنای وصل

مدعیان در طلب مال و جاه

کشته شدن زار به شمشیر دوست

به که به بیگانه گرفتن پناه

ناصر از آشوب بلا سر مپیچ

گر برود سر، تو قدم نه به راه

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
امیرخسرو دهلوی

چون دل شب حاملهٔ مهر گشت

بر شب حامل مه کامل گذشت

حامل یک ماهه نه بل یکشبه

تاجوری زاد در آن کوکبه

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از امیرخسرو دهلوی
جامی

ای ز همه صورت خوب تو به

صورک الله علی صورته

روی تو آیینه حق بینی است

در نظر مردم خودبین منه

بلکه حق آیینه و تو صورتی

[...]

مشاهدهٔ بیش از ۲۳ مورد هم آهنگ دیگر از جامی
وحشی بافقی

خاک به هر پای بود بوسه ده

خاک به فرقت که ز تو خاک به

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه