باز جوان نعره برآورد و آه
با لب خشک و دو رخ همچو کاه
گفت چه سازم، چه کنم ای خدا
در غم آن دوست، مرا ره نما
نیست مرا طاقت هجران یار
چند کشم روز و شبان انتظار
دیده به حال من مسکین گشای
در غم خود ای صنما ره نمای
بی خور و آرام و قرار از توام
در غم و در ناله زار از توام
چند کشم محنت دوری و آه
سوی من دلشده کن یک نگاه
دل ز من غمزده بر وی نهان
آه چه سازم، چه کنم این زمان
چاره کار من درویش کن
فکر دوای جگر ریش کن
هست دل غمزده لرزان چو بید
ای صنم از خویش مکن ناامید
من به جهان داغ تو دارم همین
در من مسکین به حقارت مبین
ز آه دلم دود به گردون رسید
آه چه گویم که دل از غم چه دید
همدم من نیست بجز درد، کس
می کشم این بار به جان این نفس
خوان وصال تو به پیش رقیب
آه چرایم من ازو بی نصیب
منتی، بر جان من خسته نه
لقمه ای زآن خوان وصالم بده
بهر خدا خادمه، بار دگر
از من درویش پیامی ببر
بوکه کند رحم بر احوال من
شاد شود این دل پامال من
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به شدت از فقدان و دوری یارش رنج میبرد و احساس ناامیدی و بینوايي میکند. او با ناله و آه از خداوند میخواهد که راهی به او نشان دهد و از غمهایش بکاهد. شاعر از طاقت نداشتن در برابر دوری یار و دردهای ناشی از آن سخن میگوید و آرزو دارد که نگاهی از محبوبش به او بیفتد. او به شدت دلشکسته و دردمند است و در نهایت از خادمان میخواهد که پیام او را به یارش برسانند تا شاید رحم و توجهی به حال او شود.
هوش مصنوعی: جوان دوباره فریاد زد و با لبهای خشک و چهرهای مانند کاه، آهی کشید.
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم در این غم دوست، ای خدا، راهی به من نشان بدهی؟
هوش مصنوعی: من قادر به تحمل دوری یار نیستم و هر روز و شب را در انتظار او میگذرانم.
هوش مصنوعی: ای محبوب من، دردی که به حال من بیچاره است نگاه کن و در غم خود، راه نجاتی را به من نشان بده.
هوش مصنوعی: من بدون خورشید و آرامش و قرار هستم، در غم و ناله به خاطر تو زاری میکنم.
هوش مصنوعی: من چقدر باید رنج دوری را تحمل کنم؟ کاش یک نگاه محبتآمیز به من بیندازی تا دل را آرام کنم.
هوش مصنوعی: دل من غمگین است و در درونم آه و نالهای نهفته دارم. نمیدانم اکنون چه کار باید بکنم و چه تدبیری باید اندیشم.
هوش مصنوعی: برای حل مشکل من، ای درویش، اندیشه کن و روش درمان درد دل مرا پیدا کن.
هوش مصنوعی: دل غمزده و لرزانی دارم مانند بیدی که در باد میلرزد. ای زیبای من، هرگز من را ناامید نکن.
هوش مصنوعی: من به خاطر عشق تو در دنیا داغ و دلتنگ هستم، ولی لطفاً به ضعف و ناچیزی من توجه نکن.
هوش مصنوعی: از درد دل من، دود به آسمان بلند شد. آه، چه بگویم که دل من از اندوه چه experiences را تجربه کرده است.
هوش مصنوعی: تنها همراه من درد است و هیچکس دیگر کنارم نیست. این بار تمام این رنج را با جانم تحمل میکنم.
هوش مصنوعی: در حضور رقیب، به من اجازه نمیدهی که به وصال تو دست یابم و از این موضوع بسیار ناراحت و غمگینم.
هوش مصنوعی: مرا بر جان خستهام نیازی به منت نیست، فقط یک لقمه از آن سفره وصالت به من بده.
هوش مصنوعی: برای خدا، خدمتگزاری کن و دوباره پیامی از من درویش ببری.
هوش مصنوعی: اگر کسی بر وضعیت من رحم کند، دل آسیب دیده من شاد خواهد شد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.