با زلف بیقرار تو آرام کردهایم
روز حیات خویش بدو شام کردهایم
هرگه که داد ساقی عشق تو دُرد درد
دلها کباب و کاسهٔ سر جام کردهایم
بر چشم و بر لب تو نهادیم چشم دل
مستیم، خو به پسته و بادام کردهایم
از ما مجوی نام نکو زانکه دیرباز
خود را به کوی عشق تو بدنام کردهایم
اندام نیست کار جهان را به هیچ روی
زان رو به شاهدان گلندام کردهایم
گوهر به جای دانه فشاندیم از دو چشم
از بهر صید وصل تو دل رام کردهایم
ناصر ز تیغ تیز زبان چون جهان گرفت
اکنون نیام تیغ خود از نام کردهایم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به وصف عشق و دلدادگی پرداخته و بیان میکند که عاشق در پی وصال معشوق به هر نحوی تلاش کرده و خود را در معرض درد و رنج قرار داده است. آنچه در این شعر تکرار میشود، نمایانگر احساس عمیق و بیقراری عاشق است. او به خاطر عشق، خود را به بدنامی میاندازد و در جستجوی معشوق، حتی از زیباییهای زندگی هم چشمپوشی میکند. در نهایت، شاعر اشاره میکند که زبانش مانند شمشیری تیز به جانش افتاده و او را از نام و جایگاهش دور کرده است. این شعر به خوبی حس ناامیدی و امید عاشق را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: با موهای پریشان و بیقرار تو، زندگیام را سرشار از آرامش کردهام و هر روز آن را به شبها تبدیل کردهام.
هوش مصنوعی: هر بار که ساقی عشق تو شرابی به ما میدهد، دردهای دلمان را در کاسهٔ سرمان به حالت کباب درآوردهایم.
هوش مصنوعی: ما بر چشمان و لبانت زل زدهایم و دلمان غرق تماشا و شوق است، تو به میوههایی چون پسته و بادام اکتفا کردهای.
هوش مصنوعی: به دنبال نام نیکی از ما نباش، چون مدتهاست که خود را در مسیر عشق تو بدنام کردهایم.
هوش مصنوعی: قوام و ارجمندی کارهای دنیا به هیچ وجه به ظاهر و اندام نیست، به همین دلیل ما به زیبایی و جذابیت شاهدان سرزمین گلها اهمیت دادهایم.
هوش مصنوعی: از چشمانمان به جای اشک، گوهر و مروارید میریزیم و برای به دست آوردن وصالت، دل خود را تسلیم و آرام کردهایم.
هوش مصنوعی: ناصر با زبان تیز خود مانند شمشیری که جهان را تحت تاثیر قرار میدهد، حالا دیگر نیازی به نشان دادن قدرت خود ندارد و فقط از نامش کافی است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ما نقل باده را ز لب جام کرده ایم
عادت به تلخکامی از ایام کرده ایم
دانسته ایم بوسه زیاد از دهان ماست
صلح از دهان یار به پیغام کرده ایم
از ما متاب روی که از آه نیمشب
[...]
شب در نظارة رخش ابرام کردهایم
صد کار پخته از نگهی خام کردهایم
مازادة دیار قفس با شکست بال
پرواز سرحدِ شکنِ دام کردهایم
کاری به مدّعا نشود جز به وصل یار
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.