دوش ما همخوابهٔ آن سرو بالا بودهایم
همچو مشکین سنبل او بی سر و پا بودهایم
منت ایزد را که یک شب در کنار ما نشاند
آن سعادت را که چندین گاه جویا بودهایم
از کجا پیدا شد این طالع که بعد از مدتی
عاشق و معشوق امشب هر دو یکجا بودهایم
ای ملامت گو ز رسوائی چه ترسانی مرا
ما به کوی عشق تا بودیم رسوا بودهایم
چشمت ار میگفت خواهم خون ناصر ریختن
سالها از بهر این دولت مهیا بودهایم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و ارتباط عمیق میان عاشق و معشوق است. شاعر از لحظهای یاد میکند که در کنار معشوقش بوده و به این سعادت افتخار میکند. او به طالع و سرنوشت اشاره میکند که باعث شده هر دو در یک جا حضور داشته باشند. همچنین، شاعر به رسوایی و عواقب عشق اشاره میکند و میگوید که رسوا بودن در کوی عشق امری عادی است. در پایان، به تهدیدی که ممکن است از سوی معشوق به خاطر عشقش به دیگران وجود داشته باشد، اشاره میکند. در کل، شعر ابراز شوق و پیچیدگیهای عشق را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: شب گذشته ما در کنار آن سرو بلند بودهایم و به زیبایی او، که مانند سنبل مشکی است، با دل سادگی و بیخبر از حال و هوای خود، در آرامش وقت گذراندهایم.
هوش مصنوعی: شکر خدا را که یک شب ما را در کنار خود قرار داد و به ما آن خوشبختی را داد که مدتها در پی آن بودیم.
هوش مصنوعی: این سرنوشت عجیب از کجا به وجود آمده که پس از مدتی، امشب عاشق و معشوق هر دو در یک مکان حضور داریم؟
هوش مصنوعی: ای کسی که مرا سرزنش میکنی، از رسوایی چه میترسانی؟ ما در کوی عشق همیشه رسوا بودهایم.
هوش مصنوعی: اگر چشمت بگوید که میخواهم خون ناصر را بریزم، سالهاست برای این کار آماده بودهایم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.