زلفت مرا به حلقهٔ دام بلا کشید
بخت سیاه بین که به آخر کجا کشید
بودم مثال قطرهٔ شبنم قرین خاک
مهر تو رخ نمود و مرا بر هوا کشید
گل وقت صبح خرقهٔ فیروزه چاک زد
تا آن نگار نازک رعنا قبا کشید
بگریست زار وقت سحر شمع و جان بداد
بیچاره دوش شب همه شب تا چهها کشید
ناصر اگر ز دوست جفا میکشی چه باک
از عاشقان غریب نباشد جفا کشید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به عشق و احساسات تلخی اشاره دارد که از محبت معشوقش به او دست داده است. او از زلف معشوقش به عنوان دام بلا صحبت میکند و میگوید که سرنوشت نامساعدی او را به جایی نامعلوم کشانده است. شاعر خود را به قطره شبنم تشبیه میکند که با محبت معشوقش به آسمان پرواز میکند. همچنین، او از زیبایی یک دختر نازک و رنج سحرگاهی شمع صحبت میکند که جانش را از دست داده است. در نهایت، شاعر میگوید که اگر از دوستش ناراحتی میکشد، نباید نگران باشد زیرا عشق و رنج جزو سرنوشت عاشقان است.
هوش مصنوعی: زلف تو مانند دامی است که مرا گرفتار کرده و بخت بد من را به سرنوشتی نامعلوم و تلخ رهنمون کرده است.
هوش مصنوعی: من مانند یک قطرهٔ شبنم در خاک مهر تو جلوهگر شدم و تو من را به سمت آسمان بردی.
هوش مصنوعی: در صبح، گل به زیبایی و با رنگ فیروزهای خود شگفتی آفرید، در حالی که معشوقهی نازک و زیبا لباسش را به تن کرد.
هوش مصنوعی: در هنگام سحر، شمع به شدت گریست و جانش را از دست داد. بیچاره دیشب تا سپیده دم چقدر زجر کشید.
هوش مصنوعی: ناصر، اگر از دوستت بدی میکشی، چه دغدغهای داری؟ عشقورزان غریب نباید از این بدیها آسیب ببینند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کلکی که صورت من و آن دلربا کشید
افکند طرح دوری و از هم جدا کشید
ما را خیال خط تو از گریه باز داشت
آن سبزه تا دمید نم از چشم ما کشید
غیر از کشیدن ستمت نیست کار ما
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.