گر چو پسته دهن تنگ تو در خنده شود
پسته را پوست ز تن پیش تو برکنده شود
چون ببیند قد و بالای تو را نیست عجب
سرو آزاد به جان و دل اگر بنده شود
جانم آن دم که ز رخ پردهٔ تن بردارد
ترسم از روی دلارای تو شرمنده شود
بس که بوسد در و دیوار تو چون ذره
تنم آن روز که چون گرد پراکنده شود
ناصر آن روز که در خاک بود عظم رمیم
قدمی بر سر خاکش بنهی زنده شود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوقش اشاره میکند و از تأثیر عمیق او بر احساسات و جانش سخن میگوید. او به طور نمادین به پستهای اشاره میکند که دهن تنگش به خنده باز میشود و از زیبایی و قامت دلربای معشوقش حیرت میکند. همچنین، خطاب به معشوق میگوید که اگر روزی پرده از چهرهاش برداشت، ممکن است به خاطر جذابیتش شرمنده شود. شاعر از عشقش و شوق بوسیدن معشوقش سخن میگوید و در پایان به آرزوی زنده شدن عشقاش در خاک اشاره میکند. به طور کلی، این شعر تجلی عشق و دلبستگی عمیق شاعر به معشوقش است.
هوش مصنوعی: اگر دهن تو همچون دانه پسته تنگ باشد و در حین خنده باز شود، پسته پوستش را از تن خود جدا میکند و به تو میرسد.
هوش مصنوعی: وقتی که دیگران قد و قامت تو را ببینند، جای شگفتی نیست اگر یک سرو آزاد نیز با دل و جان تحت تأثیر قرار گیرد و به تو علاقهمند شود.
هوش مصنوعی: جانم در لحظهای که پردهي بدن کنار رود، از زیبایی تو میترسم که مبادا شرمنده شوم.
هوش مصنوعی: به شدت میکوشم تا محلهات را ببوسم، همانطور که ذرهای از وجودم در روزی که مانند گرد و غبار در فضا پراکنده میشود.
هوش مصنوعی: در روزی که ناصر در خاک است، اگر قدمی بر سر خاکش بگذاری، او دوباره زنده میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای جوان بخت مدبر که در اصلاح امور
خرد پیر ز تدبیر تو شرمنده شود
در روا کردن حاجات شتابی داری
کز تو امسال روا حاجت آینده شود
هستی ای خسرو فرهاد لقب قابل آن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.