ای جوان بخت مدبر که در اصلاح امور
خرد پیر ز تدبیر تو شرمنده شود
در روا کردن حاجات شتابی داری
کز تو امسال روا حاجت آینده شود
هستی ای خسرو فرهاد لقب قابل آن
که شود خسرو اگر زنده تو را بنده شود
مهر هر صبح گه از بهر سرافرازی خویش
بعد صد سجده به پای تو سرافکنده شود
سرورا در دلم از قلبی بد سودایان
هست خاری که به لطف تو مگر کنده شود
در صفاهان زری از من شده افشانده به خاک
همچو آن مرده که اجزاش پراکنده شود
نام مبلغ نبرم کز من کم همت اگر
بشنود همت والای تو در خنده شود
به مسیحائیت اقرار کنم در همه کار
اگر از سعی تو این مردهٔ من زنده شود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به ستایش جوانی میپردازد که در اصلاح امور و برآوردن حاجات دیگران توانمند است. او به ویژگیهای مثبت این جوان اشاره میکند و بیان میکند که با تدبیر او، مشکلات حل خواهند شد و حاجتهای آینده برآورده میگردند. شاعر از عشق و ارادت خود به این جوان سخن میگوید و به زنده شدن امیدها و آرزوهایش از طریق تلاشهای او اشاره میکند. همچنین، او از تجربههای دردناک و پراکندگی در زندگی خود یاد میکند و آرزو دارد که به واسطهی این جوان، زندگیاش دوباره جان بگیرد.
هوش مصنوعی: ای جوانی که آیندهات خوب است و در تدبیر و تدبیر امور موفقی، آنقدر در کارهایت خوب عمل میکنی که حتی افراد بزرگسال هم از تدبیر تو شرمنده میشوند.
هوش مصنوعی: تو در برآوردن نیازها شتاب زیادی داری، به طوری که امسال نیاز آیندهات هم برآورده میشود.
هوش مصنوعی: ای خسرو! تو فرهاد لقب هستی و سزاوار آنی که اگر زنده بمانی، میتوانی خسرو نامیده شوی. این به این معناست که مقام تو بسیار والا و شایسته است.
هوش مصنوعی: هر صبح، بهخاطر سربلندی خود، مهر (خورشید) باید بعد از صد بار سجده کردن به پای تو، احساس خوار و زاری کند.
هوش مصنوعی: در دل من یک حس ترس و اضطراب وجود دارد که ناشی از عشق و آرزوهایم است، به گونهای که تنها محبت تو میتواند این درد را درمان کند و آن را از بین ببرد.
هوش مصنوعی: در اصفهان، زر و زینت من بر خاک ریخته شده است، مانند مردهای که اعضای بدنش پخش است.
هوش مصنوعی: من نام شخصی را نمیبرم، چون اگر او بداند که من همت پایینی دارم، همت والای تو باعث خندیدن او میشود.
هوش مصنوعی: اگر بخواهم به عشق و کمک تو اعتراف کنم و به حضرت عیسی (مسیح) شباهت پیدا کنم، تنها در صورتی است که با تلاش تو این روح مردهٔ من زنده و احیا شود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گر چو پسته دهن تنگ تو در خنده شود
پسته را پوست ز تن پیش تو برکنده شود
چون ببیند قد و بالای تو را نیست عجب
سرو آزاد به جان و دل اگر بنده شود
جانم آن دم که ز رخ پردهٔ تن بردارد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.