صلای عشق قدیم است و از ازل باشد
هدایت ابد و ملک لم یزل باشد
بیار باده چو دانستهای که مخمورم
که نور علم همان به که در عمل باشد
مرا به علت و معلول نیست تصدیقی
ز ما تصور شاذ است و بی علل باشد
مگوی قول مخالف مرا ز گوشهٔ راست
که گوش هوش رهی مایل غزل باشد
ز صحبت تو نبُرم به زخم تیغ اجل
اجل چه نسبت من صاحب اجل باشد
در آن محله ز ما با تو در محل سخنی
نسیم صبح رساند اگر محل باشد
سیاه خال تو بر اوج ماه منزل کرد
چنین فضول سیاهی مگر زحل باشد
بلندی قد طوبی و همت ناصر
مثال قامت تو در جهان مثل باشد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و عمیق بودن عشق اشاره دارد و به جنبههای معنوی و فکری آن میپردازد. شاعر از عشق به عنوان یک هدایت ابدی یاد میکند و آرزو میکند که بادهای بیاورند تا در این حالِ عاشقانه غرق شود. او به عدم وابستگیاش به علت و معلول اشاره میکند و بیان میدارد که درستتر است به عمل بپردازد تا به صرف فکر. در این شعر، نوید عشق و دوستی به صورتی لطیف بیان شده و همچنین زیباییهای معشوق نیز ستایش میشود. شاعر به طور خاص به ویژگیهای ظاهری و باطنی معشوق اشاره کرده و عشق را به عنوان ارتفاعی ارزشمند و بینظیر معرفی میکند.
هوش مصنوعی: ندای عشق از قدیم وجود داشته و همواره راهنمایی برای زندگی بوده است و آنچه که همیشه و ابدی است، پادشاهی حقیقی خواهد بود.
هوش مصنوعی: نوشیدنی بیاور، چون میدانی که مست و سرخوردهام؛ این بهتر است که نور دانش فقط در عمل و رفتار باشد.
هوش مصنوعی: من به دلیل و نتایج هیچ تأییدی نمیدهم؛ تصور شاداب و ناب خود را در یک حالت بدون علت میدانم.
هوش مصنوعی: نگو که قول مخالف من را از سمت راست بشنوی، زیرا در این صورت گوش شنوا به سمت غزل متمایل میشود.
هوش مصنوعی: نمیتوانم از گفتگو با تو دل بکنم، حتی اگر تقدیر و سرنوشت نمیتواند موجب پایان زندگیام شود.
هوش مصنوعی: در آن محله، اگر صحبتی باشد، نسیم صبح این پیام را به تو میرساند.
هوش مصنوعی: خال سیاه تو بر ماه مانند نقطهای است که به زیباییاش افزوده، آیا این سیاهی از آن زحل نیست که در آسمان میدرخشد؟
هوش مصنوعی: قد طوبی و همت ناصر به قدری بلند و برجسته است که قامت تو در جهان میتواند به عنوان معیاری برای عظمت و بزرگی قرار گیرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کسی که عشق نورزد سیاه دل باشد
چو سر ز خاک لحد بر زند، خجل باشد
کسی که سر ننهد در رهش، چه سر دارد؟
دلی که جان ندهد در غمش، چه دل باشد؟
هوای دوست ز سر کی برون کند عاشق
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.