دلم ز مهر تو چون ذره در هوا گردد
تنم به کوی تو سرگشته چون صبا گردد
مرا تو جان عزیزی، جدا مگرد از من
روا مدار که جان از تنم جدا گردد
اگر تو گوی گریبانِ چو غنچه بگشائی
ز شوق پیرهن صبر گل قبا گردد
تو گنج حُسنی و زلف تو همچو مار سیاه
مسلسل است مباد که اژدها گردد
در آب دیده شناور شدم چو مردم چشم
مگر خیال تو با دیده آشنا گردد
اگر به چشم من آید خیال تو، چه عجب
شنودهام که پری گرد چشمهها گردد
حبابوار اگر سرکشد ز ما ناصر
ز سر چو باد غرورش برفت ما گردد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و آرزوی نزدیک شدن به معشوق است. شاعر از احساسات عمیق خود نسبت به محبوب صحبت میکند و نگرانیاش از دوری و جدایی را بیان میکند. او توصیف میکند که چگونه عشق او را مانند ذرهای در هوا سرگردان و ناپایدار کرده است. همچنین، به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و تأکید میکند که وجود او برایش حیاتی است و نمیخواهد که از او جدا شود. در نهایت، شاعر به تصویری از زیبایی و افسون محبوب میپردازد و لذت ناشی از آن را با استعارههایی زیبا توصیف میکند.
هوش مصنوعی: دل من از عشق تو مانند ذرهای در فضا میشود و وجودم در کوی تو سرگردان و پریشان مانند نسیم میگردد.
هوش مصنوعی: تو برای من بسیار عزیز و گرانقدری، پس هرگز مرا تنها نگذار و اجازه نده که مثل جانم از تنم جدا شوم.
هوش مصنوعی: اگر تو با شوق و ولع، گریبان خود را مانند غنچه باز کنی، پیرهن صبر و شکیبایی، به لباس گل بدل میشود.
هوش مصنوعی: تو خود گنجینهای از زیبایی هستی و موی تو مانند ماری سیاه و دراز است. نکند که این زیبایی به شکل اژدها درآید و خطرآفرین شود.
هوش مصنوعی: در آب چشمانم غوطهور شدم مانند انسانی که چشمش به دنیا باز است، اما امیدوارم که تصور تو بتواند با چشمانم آشنا شود.
هوش مصنوعی: اگر خیال تو در چشم من جلوه کند، چه تعجبی دارد که شنیدهام پریها به دور چشمهها میچرخند.
هوش مصنوعی: اگر مانند حبابی از ما سر برآورد، ناصر، غرورش مانند باد خواهد رفت و ما نیز به زودی به فراموشی خواهیم سپرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
زخ تو از نگه گرم خوش جلا گردد
اگرچه نفس از آیینه بی صفا گردد
به شیوه های تو هرکس که آشنا شده است
به حیرتم که دگر با که آشنا گردد
ز حکم تیغ قضا سر نمی توان پیچید
[...]
به دام عشق هر آن دل که مبتلا گردد
نواله ایست که در کام اژدها گردد
بسان گرد یتیمی به جبههٔ گوهر
کدورت ار گذرد در دلم صفا گردد
به کوی عشق چو پروانه بر حوالی شمع
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.