از بهر دُر وصلت چشمم در آب گردد
وز آرزوی لعلت دل خون ناب گردد
حسنت چو برفروزد رخساره همچو آتش
جانها چو عود سوزد، دلها کباب گردد
ترسم ز خط سبزت سر برزند سیاهی
گر همچو زلف هندوات در آفتاب گردد
چون نیستی تو در دل، از دل خبر ندارم
هر کس برای گنجی گرد خراب گردد
گفتم حدیث وصلت، گفتا به خواب بینی
بیند کسی که او را، در دیده خواب گردد
ناصر شدهست موئی، آن موی هم حجابست
موئی نگر که او را، موئی حجاب گردد
گر لذت لب تو یابد شکر گدازد
ور زانکه چهرهٔ تو بیند گل، آب گردد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و آرزوی وصال معشوق است. شاعر از اشتیاق و longing برای دیدار محبوب صحبت میکند و بیان میکند که اگر چشمش در آب بیفتد، دلش از عشق او خونین میشود. زیبایی محبوب به حدی است که جانها را میسوزاند و دلها را کباب میکند. وی از ترس سیاهی که ممکن است از زیبایی محبوب به وجود آید، به دلتنگی و حسرت اشاره میکند. همچنین، شاعر به بیخبری از دل محبوب اشاره میکند و میگوید کسانی که عشق را دنبال میکنند، بیخود و خراب میشوند. در انتها، به ویژگیهای ظاهری محبوب اشاره میشود که زیبایی لب و چهرهاش نیز دلفریب است. در کل، اشعار نشاندهندهی عشق عمیق و آرزوی وصال است.
هوش مصنوعی: چشمم برای به دست آوردن جواهری که در وصالت نهفته است، در آب میافتد و به خاطر آرزوی داشتن تو، دلم شبیه خون پاک میشود.
هوش مصنوعی: وقتی چهره زیبا و درخشان تو روشن شود، مانند آتشی که جانها را میسوزاند و دلها را به کباب تبدیل میکند، تأثیر عمیق و سوزانی بر اطراف میگذارد.
هوش مصنوعی: میترسم که رنگ سبز تو به سیاهی تبدیل شود، اگر مثل موهای سیاه تو در نور آفتاب تغییر کند.
هوش مصنوعی: وقتی تو در دل من نیستی، از احوال دل خبری ندارم. هر کسی که برای رسیدن به گنجی تلاش کند، ممکن است نابود شود.
هوش مصنوعی: گفتم دربارهی وصال تو صحبت کنم، او گفت فقط کسی میتواند این را ببیند که در خواب به تو نگاه کند.
هوش مصنوعی: ناصر به اندازهای مو دارد که آن مو هم به نوعی حجاب شده است. به او نگاه کن که آیا آن مو میتواند مانع دیدن او شود یا نه.
هوش مصنوعی: اگر کسی از لبهای تو لذت ببرد، شکر را به تندی ذوب میکند و اگر کسی چهرهٔ تو را ببیند، به شدت احساس شوق و عشق میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چند از لب تو جانها مست شراب گردد
وز آن نگاه گرمت دلها کباب گردد
تا گشته عقد رویت با آینه مقابل
کز تابش جمالت آئینه آب گردد
مخرام سوی بستان منمای رخ بگلشن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.