دست من همچو دل و دل چو دهانت تنگ است
اشک من با می و می با لب تو همرنگ است
همه تا باد صبا زلف تو دارند به چنگ
به جز از من که مرا باد صبا در چنگ است
من دعا گویم اگر دوست بگوید دشنام
ما به صلحیم اگر یار به ما در جنگ است
چنگ در من مزن ای واعظ و معذورم دار
که دل من به می و گوش به بانگ چنگ است
هر که نزدیک به عقل است بود دور از عشق
که میان خرد و عشق بسی فرسنگ است
در ره عشق اگر میروی اینک سر و سنگ
که درین بادیه هر جای سری بر سنگ است
میل ناصر به سوی راه عراقست و حجاز
مطربا زین تو مقامت به کدام آهنگ است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان احساسات عمیق خود میپردازد. او میگوید که دلش به شدت تحت فشار است و اشک و می با لب معشوقش گره خوردهاند. همه در جستجوی زیباییهای محبوب هستند، اما او به گونهای متفاوت در چنگال باد صبا گرفتار شده است. شاعر اشاره میکند که حتی اگر محبتش دشنام ببیند، او دعاگوی دوستش خواهد بود. او میگوید که دلش تنها به می و موسیقی توجه دارد و نمیخواهد که واعظ او را نصیحت کند. همچنین، شاعر به این نکته اشاره میکند که عشق و عقل در تضاد هستند و کسی که به عشق نزدیک است، نمیتواند عقل و منطق را به خوبی درک کند. در خاتمه، او به سفر معشوق به عراق و حجاز اشاره میکند و از مطرب میخواهد که آهنگ مناسبی برای این مقام انتخاب کند.
هوش مصنوعی: دست من به اندازه دل و دل من به اندازه دهانت کوچک است. اشکم با شراب و شراب با لبهایت همرنگ و همصداست.
هوش مصنوعی: همه کسانی که زلف تو را در دست دارند، از وزش نسیم صبا بهرهمند هستند، اما من به جز این، در چنگال نسیم صبا هستم.
هوش مصنوعی: اگر دوست دعا کند، من هم دعا میکنم؛ و اگر او دشنام دهد، ما هم در دل با صلح و آرامش برخورد میکنیم، حتی اگر از جانب یارمان جنگی در کار باشد.
هوش مصنوعی: ای واعظ، مرا رنجیده نکن و ببخش که دل من به شراب عشق مشغول است و گوشم به نغمههای چنگ، یعنی من به حالتی دیگر سرگرم هستم و از سخنان تو دورم.
هوش مصنوعی: هر کس که به عقل نزدیک باشد، از عشق دور است، زیرا بین خرد و عشق فاصلهای بسیار زیاد وجود دارد.
هوش مصنوعی: اگر در مسیر عشق قدم میزنی، بدان که در این راه پرماجرا، هر جا که بروی، با صخرهها و موانع مواجه خواهی شد.
هوش مصنوعی: ناصر به سمت عراق و حجاز تمایل دارد، ای مطرب! از این جایگاه تو، به کدام آهنگ و نغمهی دلانگیز میخوانی؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بس که با سنگ ز سختی دل من یکرنگ است
سنگ بر شیشهٔ من، شیشه زدن بر سنگ است
در دلم جلوه نما یا شمری فرسنگ است
پیش یک جلوه ی تو عرصه ی عالم تنگ است
سنگ بردار که در جام علایق زهر است
جام بگذار که در دست حوادث سنگ است
پا بسر تا ننهی سر ننهی بر در دوست
[...]
پا به سر تا ننهی سر ننهی درره دوست
طی این راه مپندار که بافرسنگ است
تا تو بیرون نروی دوست نگنجد به درون
نه همین دیده که آن درخور جاهش تنگ است
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.