ساقیا امشب مرا زان آب رمّانی بده
جامها پی در پی از آبی که می دانی بده
چون شدم من مست و بی خود زان دو لعلم بوسه ها
آشکارا گر نمی خواهی به پنهانی بده
شد تهی دلها ز عشق و بسته شد میخانه ها
رونقی یا رب به آیین مسلمانی بده
دوره ی روحانیان است امشب اندر بزم ما
هان و هان ساقی بیا صهبای روحانی بده
تا رهایی زین خمار کهنه بخشایی مرا
زآن شراب کهنه آنقدری که بتوانی بده
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از ساقی درخواست میکند که او را با شراب سیراب کند و از او میخواهد که جامهای پیدرپی از آب دلانگیز بنوشد. او به حالت مستی و بیخودیش اشاره میکند و میخواهد که کسی به او در خفا کمک کند. همچنین، از نبود عشق در دلها و خالی بودن میخانهها شکایت میکند و از خداوند میخواهد رونقی به آیین مسلمانی بدهد. شاعر به بزم روحانیون اشاره کرده و از ساقی میخواهد که شراب روحانی بیاورد تا بتواند از حال خمار و بیحالی رهایی یابد. در نهایت بر شدت نیازش به شراب تأکید میکند.
هوش مصنوعی: ای ساقی، امشب به من از آن شراب خوش طعم بده. به من جامهایی پر از همان آبی بده که تو میدانی چقدر دلچسب است.
هوش مصنوعی: زمانی که من مست و بیخود شدم و از عشق تو سرشار شدم، برایت بوسههایم را عیان میکنم. اگر نمیخواهی که این عشق بهصورت پنهانی باشد، پس به من آشکارا عطا کن.
هوش مصنوعی: دلها از عشق خالی شده و میخانهها رونقی ندارند. خدایا، به ما روحیهای از ایمان و مسلمانی عطا کن.
هوش مصنوعی: امشب وقت جشن و شادی روحانیان است، بیا ای ساقی، طعامی بزنید که روح را نوازش کند.
هوش مصنوعی: من را از این خماری کهنه نجات بده و از آن شراب قدیمی آنقدر به من بنوشان که بتوانم به حال نرمال برگردم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.