دانی که یار حاجت ما کی روا کند
چون تیغ را به گردن ما آشنا کند
دی داد پیر میکده فتوی که لازم است
بی عشق هرکه کرده نمازی قضا کند
ای پیک کوی یار به صیاد ما بگوی
بهر خدا مرا بکشد یا رها کند
ما را چو قبله ابروی یارست در نماز
باید امام شهر به ما اقتدا کند
ما لطف و قهر را همه آماده ایم، لیک
تا طبع یار زین دو کدام اقتضا کند
رند خراب طی کند این راه پرخطر
تا شیخ فکر کفش و عصا و ردا کند
مفتی بخورد خون یتیمان شهر و باز
بیچاره ناله از کمی اشتها کند
مطلب بر است چونکه صفایی رضای دوست
خواهد جفا نماید و خواهد وفا کند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و وابستگی به معشوق است. شاعر به بیان احساساتی میپردازد که در پی وجود عشق واقعی و رهایی از قید و بندها است. او از ضرورت عشق در عبادت صحبت میکند و میفرماید که بدون عشق، هر عملی مانند نماز بیمعناست. همچنین، شاعر به دوگانگی احساسات اشاره میکند و میگوید که آماده است تا از لطف یا قهر معشوق بهرهمند شود. در نهایت، او به وضعیت اجتماعی اشاره کرده و انتقادی به روحانیون و مفتیان میکند که به جای خدمت به مردم، به فکر منافع خود هستند.
هوش مصنوعی: میدانی که محبوب ما چه زمانی نیاز ما را برآورده میکند، مثل زمانی که شمشیر را به گردن ما نزدیک میکند و آشنا میشود؟
هوش مصنوعی: پیر میکده گفت که بدون عشق، نماز هر کسی بیاثر است و باید قضا شود.
هوش مصنوعی: ای پیامآور محبوب من، به صیاد بگو که به خاطر خدا یا مرا بگیرد و به مقصد برساند یا آزاد کند.
هوش مصنوعی: ما مثل قبلهای هستیم که در نماز به آن توجه میشود، بنابراین باید امام شهر نیز به ما اقتدا کند.
هوش مصنوعی: ما آمادگی داریم که هم احترام و محبت را نشان دهیم و هم نزاکت و قهر را، اما بستگی دارد که چه چیزی از روحیه یار برآید.
هوش مصنوعی: آدم زیرک و مردمشناس با شجاعت تمام، مسیری پرخطر را میپیماید، در حالی که کسانی که خود را در قالب افراد مذهبی یا عابد معرفی میکنند، درگیر دغدغههای ظاهری مانند کفش و لباس خود هستند.
هوش مصنوعی: فقیه با خوردن حق یتیمان شهر، خود را راضی نگه میدارد و در عین حال از کمبود اشتها شکایت میکند.
هوش مصنوعی: موضوع این است که وقتی رضایت دوست به صفا و محبت باشد، میتواند هم آسیب برساند و هم وفادار بماند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
با خلق هر کرم که کند هم خدا کند
باشد که ناگهی نگهی هم به ما کند
عیش و نشاط و شادی و لهوست مرمرا
تا ساقی من آن بت حوری لقا کند
زهره ست و ماه باده و رویش به روشنی
زان هر دو نور مجلس ما پر ضیا کند
آری چو ماه و زهره به یک جا قران کنند
[...]
هرچ از وفا به جای من آن بیوفا کند
آنرا وفا شمارم اگرچه جفا کند
با آنکه جز جفا نکند کار کار اوست
یارب چه کارها کند او گر وفا کند
آزادگان روی زمینش رهی شوند
[...]
چون مرد ترسد از حدئی کاوفتد و را
بهر وضو ز مسجد خود را جدا کند
بر قول بوحنیفه و شیبانی آن زمان
باید که آن نماز شده ز ابتدا کند
زیرا که نزد این دوامامش مجال نیست
[...]
با خلق هر کرم که کند چون خدا کند
باشد که ناگهان نظری سوی ما کند
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.