گنجور

 
ملا احمد نراقی

دانی که یار حاجت ما کی روا کند

چون تیغ را به گردن ما آشنا کند

دی داد پیر میکده فتوی که لازم است

بی عشق هرکه کرده نمازی قضا کند

ای پیک کوی یار به صیاد ما بگوی

بهر خدا مرا بکشد یا رها کند

ما را چو قبله ابروی یارست در نماز

باید امام شهر به ما اقتدا کند

ما لطف و قهر را همه آماده ایم، لیک

تا طبع یار زین دو کدام اقتضا کند

رند خراب طی کند این راه پرخطر

تا شیخ فکر کفش و عصا و ردا کند

مفتی بخورد خون یتیمان شهر و باز

بیچاره ناله از کمی اشتها کند

مطلب بر است چونکه صفایی رضای دوست

خواهد جفا نماید و خواهد وفا کند

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
ابوسعید ابوالخیر

با خلق هر کرم که کند هم خدا کند

باشد که ناگهی نگهی هم به ما کند

مسعود سعد سلمان

عیش و نشاط و شادی و لهوست مرمرا

تا ساقی من آن بت حوری لقا کند

زهره ست و ماه باده و رویش به روشنی

زان هر دو نور مجلس ما پر ضیا کند

آری چو ماه و زهره به یک جا قران کنند

[...]

انوری

هرچ از وفا به جای من آن بی‌وفا کند

آنرا وفا شمارم اگرچه جفا کند

با آنکه جز جفا نکند کار کار اوست

یارب چه کارها کند او گر وفا کند

آزادگان روی زمینش رهی شوند

[...]

حمیدالدین بلخی

چون مرد ترسد از حدئی کاوفتد و را

بهر وضو ز مسجد خود را جدا کند

بر قول بوحنیفه و شیبانی آن زمان

باید که آن نماز شده ز ابتدا کند

زیرا که نزد این دوامامش مجال نیست

[...]

عبید زاکانی

با خلق هر کرم که کند چون خدا کند

باشد که ناگهان نظری سوی ما کند

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه