گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

صوفیان در دمی دو عید کنند

عنکبوتان مگس قدید کنند

شمع‌ها می‌زنند خورشیدند

تا که ظلمات را شهید کنند

باز هر ذره شد چو نفخه صور

تا شهید تو را سعید کنند

چرخ کهنه به گردشان گردد

تا کهنه‌هاش را جدید کنند

رغم آن حاسدان که می‌خواهند

تا قریب تو را بعید کنند

حاسدان را هم از حسد بخرند

همه را طالب و مرید کنند

کیمیای سعادت همه‌اند

در همه فعل خود بدید کنند

کیمیایی کنند همه افلاک

لیک در مدتی مدید کنند

وان هم از ماه غیب دزدیدند

که گهی پاک و گه پلید کنند

خنک آن دم که جمله اجزا را

بی ز ترکیب‌ها وحید کنند

بس کن این و سر تنور ببند

تا که نان‌هات را ثرید کنند

تا به حال ۱۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

علی لاهیجانی در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۱، ساعت ۰۰:۴۶ نوشته:

"تا کهنه‌هاش را جدید کنند" با وزن جور در نمی‌آید. احتمالا "تا کهن‌هاش را جدید کنند" درست‌تر باشد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
روفیا در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، یک شنبه ۱ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۵۰ نوشته:

عارفان هر دمی دو عید کنند
عنکبوتان مگس قدید کنند
عارفان منتظر عید نمی مانند که هر لحظه به میمنت نوری که بر دلشان تابیده در دلشان جشن و رقص و پایکوبی برپاست،
معروف است شاعرکی مدیحه سرا با تخلص محرم نزد ناصرالدین شاه این نیم بیت را بر زبان راند:
دیوانه شود محرم در ماه محرم
ناصرالدین شاه حاضرجواب در پاسخش گفت:
در ماه صفر هم ده ماه دگر هم
!!
چرا یک روز عید، چرا یک روز شادی، چرا یک روز دیوانگی؟
چرا هر روز به جای مگس قدید کردن جشن نگیریم؟
چه کسی جلوی ما را گرفته است؟
چه چیزی جز اندیشه های حاجب مانع از تابش آن نور ازلی در قلب های ماست؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سیدمحمد در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، دو شنبه ۲ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۳۰ نوشته:

روفیا بانو
درود
جور دشمن چه کند گر نکشد طالب دوست
گنج و مار و گل و خار و غم و شادی به همند
به قول شیخ اجل
اگر همه ی شبها شب قدر بودی شب قدر بی قدر بودی
،
دیوانگان دخل عاقلانند که اگر دیوانگان نبودند ، عاقلان بیرنگ بودند
نوزوزتان مبارک

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
روفیا در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، سه شنبه ۳ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۴۵ نوشته:

سید جان
درود
این هم حرفیست،
مضافا بر اینکه تنها آنکه غم و اندوه بسیار را تجربه کرده شادی را می فهمد، به جنگ زدگان، بیماران، گرسنگان، سرما زدگان لختی بیندیشیم، اینان قدر خانه و کاشانه و صلح و آشتی و خانواده و چای گرم و خوراک سالم و بستر خواب پاکیزه و مصاحبت دوستی شایسته را بهتر می دانند یا ما؟
ما که ضمن برخورداری از بسیاری مواهب همچنان شکایت می کنیم که این چه زندگیست؟
لیک من از آن عیدی سخن گفتم که در آن شما از یک گام جلوتر و یک مرتبه بالاتر به این پدیده ها می نگرید و مخلص کلام هردو روی سکه را میبینید.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
دوستدار در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهار شنبه ۴ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۰۲:۲۳ نوشته:

جناب 100- 5 = -95
سرکار چرا به جای بهره مندی و ستایش از دیدگاه های این فرهیختگان خامه به ناسزا می آلایید ؟؟ از کجا وچگونه آنان را تنها یک تن میدانید ؟ چون نام ریاضی بر خودنهاده اید؟؟" یکی و اینک 100 منهای پنج"
بر آنان رشک میبرید؟؟
دست از زشتکاری بردارید ، که خداوند زشتکاران را به پادافرهی سخت هشدار داده است!!.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
همایون در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، پنج شنبه ۵ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۰۲:۲۲ نوشته:

در مکتب عشق جلال دین سخن از نویی است بر عکس مکتب‌های دیگر که قوانین خشک و ثابت دارند
آنها مدتی سپری می‌‌کنند تا به یک روز عید برسند حال آنکه انسان توانائی آنرا دارد که در یک دم دو بار نو شود و خرم گردد
عنکبوتان که اشاره به کسانی است که به دنبال فریب و تغذیه از دیگران هستند تکه خشکیده مگسی را تا مدت‌ها غذای خود می‌‌کنند، صائب می‌‌گوید
نیست از عزلت غرض زهاد را جز صید خلق عنکبوتان را مگس در غار پنهان کرده است
جهان نیازمند افرادی است که معنی‌‌های نو می‌‌آورند و جهان با آنها نو می‌‌شود
امروز انسان‌های عاشق هر روز تعریف جدیدی از عالم می‌‌کنند
جهان هم موجودات نو پدید می‌‌آورد ولی در طول هزاران سال و با ترکیب کردن‌های بسیار عناصر و ترکیبات شیمیایی زیاد ولی انسان می‌‌تواند هر عنصری را به تنهائی شناسائی کند و خواص منحصر به فرد آنرا شناسایی کند اینکه اکسیژن چیست هیدروژن کدام است و کربن چه نقش ویژه‌ای در به وجود آمدن موجودات زنده دارد
طلا دارای چه خواصی است و آهن چیست و چه اهمیتی در پیدا شدن سیّاره زمین دارد از دل‌ خورشید
و مهم تر آنکه هر انسانی‌ به تنهائی چه نقشی‌ در هستی‌ دارد و می‌‌تواند داشته باشد و یگانه هستی‌ باشد
بس کن‌ تا همین نان‌ها ترید شود و خورده شود هر چند از این تنور دائماً نان‌های تازه به تازه بیرون می‌‌آید

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
هانیه سلیمی در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، چهار شنبه ۶ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۱۰ نوشته:

مولانا در غزل 858 نیز میفرماید:
سالی دو عید کردن کار عوام باشد / ما صوفیان جان را هر دم دو عید باید
در مورد مصرع" تا کهن هاش را جدید کنند،همانطور که دوستی در کامنتی نوشته و چنانچه در نسخه ی فروزانفر چاپ امیرکبیر آمده، کهن هاش درست است (نه کهنه هاش)

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
حمید در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، پنج شنبه ۲۲ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۱۳ نوشته:

فقط می دانم که این شعر به مفاهیمی بسیار والا و پیچیده اشاره دارد که با توجه به پیشرفت اندک علم در زمینه شناخت کل عالم هستی درک آن برای همه ما ناممکن است مگر اینکه نوری ا عالم غیب به دل ما برسد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
علی رفیع در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، دو شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۳۱ نوشته:

هر دمی دو عید کنند اشاره دارد به کلام سعدی شیرین سخن که هر نفسی که فرو می رود ممد حیات است و چون بر می آید مفرح ذات....

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سید یاسر حکیمی در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۱۴ نوشته:

قرآن کریم برای مقربین می فرماید بهشت آن ها "مدهامتان" است یعنی دو بهشت به آن ها داده می شود. یا فرموده است "و لمن خاف مقام ربه جنتان" یعنی برای کشی که از خداوند حساب می برد دو بهشت است. در تفسیر این آیات عده ای گفته اند چون انسانی که از تمایلات خود رها شده خودش یک بهشت شده است و خوش بو و شاد و با نشاط با طراوت و آرام و پر از تنعمات روحانی درونی خواهد بود بعد از مرگ هم به بهشت می رود از باب سنخیت و لذا می شود دو بهشت. یا در روایات فرموده اند که و ما لنا الا احدی الحسنیین یعنی برای تلاشگران راه خدا دو پایان نیک است یا شهادت یا ادامه مجاهدت. این نکته دوم هم با مفهوم شهادت که ایشان به کار برده اند سازگاری دارد. خانه عنکبوت هم که در قرآن معروف است همه بلندند : "مثل الذین یتخذون من دون الله اولیاء کمثل العنکبوت اتخذت بیتا". خداوند می فرماید مثل کسانی که به دنبال جلب محبت دشمنان خدا هستند چه در وجود خود که می شود پیروی از تمایلات نه بهره گیری از آن ها و چه در سیاست و تدبیر کشورها مثل این ها مثل عنکبوت است که به خیال خود خانه می سازد و چه خانه سستی هم می سازد! به نظرمن ادبیات ارزشمند فارسی اکثرا ترجمان قرآن و حدیث است باید آن را قدر دانست و به نسلهای بعد اموخت.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سید یاسر حکیمی در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۱۹ نوشته:

دو عید اشاره به آیه "مدهامتان" و آیه "لمن خاف مقام ربه جنتان" است. برای متقین دو بهشت و دو جنت وجود دارد اول وجود خودشان و دوم بهشت موعود.
درباره عنکبوت هم خداوند می فرماید کسانی که غیر خدا را به عنوان سرپرست و مولای خود قرار داده اند مانند عنکبوت خانه سازی می کنند. مثل الذین یتخذون من دون الله اولیاء کمثل عنکبوت اتخذت بیتا

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امیر در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۹ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۲۳ نوشته:

سلام
1. برای فهم ادبیات عرفانی، حداقل باید با اصطلاحات و مفاهیم و گزاره های این دانش آشنا بود، اگر از احوال و مقامات ایشان بی بهره ایم.
2. «عارفان هر دمی دو عید کنند» وام گرفته از سنایی است و عارفان متعددی پیش و پس از مولوی این بیت را شرح کرده اند
3. به طور مختصر درباره «دوعید» می توان گفت که در نظر عارف، عالم یک بار در ازل آفریده نشده و معاد و رجعت به سوی حق یکبار در ابد اتفاق نمی افتد، بلکه عالم در خلق مدام (بخوانید تجلی) است، آن به آن نو می شود، و این نو شدن به معنای معدوم شدن تجلی آن قبلی (فنا) و ایجاد شدن تجلی آن جدید
الهی (بقا) است. خداوند همواره «محیی و ممیت» است و تحقق این صفت در عالم به این شکل است؛ پس رستاخیز هر لحظه برپا است و نفخ صور هر لحظه در گوش عالم جاری است.
4. در عین حال انسان عارف مثل عالم کبیر است خود نیز در هر لحظه از خود فانی و به قرب حق نزدیک و به اسماء و صفت حق تعالی باقی می شود، و جلوه تازه ای از جلوات الهی را در قلب او محقق می شود؛ پس هر لحظه تجلی جدیدی از حق بر او وارد می شود و این تجلی او را به سوی حق می کشاند و از خود (تجلیات قبلی) فانی می نماید.
از این رو است که عارف در هر دم دو عید، دو نو شدن و دو شادمانی دارد.
5. این است معنای دم غنیمت شماری و «ابن الوقت» بودن عارف، نه برداشتهای ذیگری که هر کسی از ظن خود می کند!
6. در مقابل عنکبوت، که استعاره ای از اهل دنیا یا «زاهد» (در مقابل عارف) است، از درک این حقیقت نهفته در هر «دم» غافل است؛ و به جای این که حقایق هر لحظه را دریابد و از این دریافت غرق در بهجت و سرور باشد، مدام در حال انباشتن و ذخیره کردن برای روز دیگر است.
یا حق!

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سید محمد سادات باریکانی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، سه شنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۱۰ نوشته:

حضرت سنایی نیز همچون مطلعی در حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه ودر الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله ، عینا بکار برده اند که:
صوفیان در دمی دو عید کنند
عنکبوتان مگس قدید کنند
ما که از دست روح قوت خوریم
کی نمک سود عنکبوت خوریم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.