گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

میان باغ گل سرخ‌های و هو دارد

که بو کنید دهان مرا چه بو دارد

پیاله‌ای به من آورد لاله که بخوری

خورم چرا نخورم بنده هم گلو دارد

گلو چه حاجت می‌نوش بی‌گلو و دهان

رحیق غیب که طعم سقا همو دارد

چو سال سال نشاطست و روز روز طرب

خنک مرا و کسی را که عیش خو دارد

چرا مقیم نباشد چو ما به مجلس گل

کسی که ساقی باقی ماه رو دارد

به آفتاب جلالت که ذره ذره عشق

نهان به زیر قبا ساغر و کدو دارد

سؤال کردم از گل که بر که می‌خندی

جواب داد بدان زشت کو دو شو دارد

غلام کور که او را دو خواجه می‌باید

چو سگ همیشه مقام او میان کو دارد

سؤال کردم از خار کاین سلاح تو چیست

جواب داد که گلزار صد عدو دارد

هزار بار چمن را بسوخت و بازآراست

چه عشق دارد با ما چه جست و جو دارد

ز شمس مفخر تبریز پرس کاین از چیست

وگر چه دفع دهد دم مخور که او دارد

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

رسته در ‫۱۳ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۵ مرداد ۱۳۸۷، ساعت ۱۰:۲۴ نوشته:

موضوع : غلط املایی

بیت 7
غلط : سال
درست : سوال
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.