گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

ای غم اگر مو شوی پیش منت بار نیست

پر شکرست این مقام هیچ تو را کار نیست

غصه در آن دل بود کز هوس او تهیست

غم همه آن جا رود کان بت عیار نیست

ای غم اگر زر شوی ور همه شکر شوی

بندم لب گویمت خواجه شکرخوار نیست

در دل اگر تنگیست تنگ شکرهای اوست

ور سفری در دلست جز بر دلدار نیست

ای که تو بی‌غم نه‌ای می‌کن دفع غمش

شاد شو از بوی یار کت نظر یار نیست

ماه ازل روی او بیت و غزل بوی او

بوی بود قسم آنک محرم دیدار نیست

 

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

اکرم در ‫۴ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۸ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۰۸:۲۹ نوشته:

میشه این شعر معنی کنید

 

آریا در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۰۹ نوشته:

ای غم از اینجا برو ور نه سرت شد گرو

 

کریم در ‫۲ سال و ۱۰ ماه قبل، دو شنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۴۳ نوشته:

به نظر من تمام منظور این غزل در همان بیت دوم که می فرماید
غصه در آن دل بود کز هوس او تهیست...
گنجانده شده است

 

برگ بی برگی در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، دو شنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۰۵ نوشته:

دل انسان را آن وقت غم میگیرد که انسان از چیز های مادی این جهان طلب خوشبختی میکند و پس از رسیدن به آن چیزها در میابد آنها نمیتواند به او شادی و خوشبختی پایدار بدهند و لذا دل انسان غمگین میشود و مولانا میگوید حتی به اندازه موی غم این جهان را به دل راه نخواهد داد چرا که او از طرف پروردگار و جهان دیگر طالب شکر و شادی بی سبب میباشد .
موفق و پایدار باشید

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.