گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

کاهل و ناداشت بدم کام درآورد مرا

طوطی اندیشه او همچو شکر خورد مرا

تابش خورشید ازل پرورش جان و جهان

بر صفت گلبشکر پخت و بپرورد مرا

گفتم ای چرخ فلک مرد جفای تو نیم

گفت زبون یافت مگر ای سره این مرد مرا

ای شه شطرنج فلک مات مرا برد تو را

ای ملک آن تخت تو را تخته این نرد مرا

تشنه و مستسقی تو گشته‌ام ای بحر چنانک

بحر محیط ار بخورم باشد درخورد مرا

حسن غریب تو مرا کرد غریب دو جهان

فردی تو چون نکند از همگان فرد مرا

رفتم هنگام خزان سوی رزان دست گزان

نوحه گر هجر تو شد هر ورق زرد مرا

فتنه عشاق کند آن رخ چون روز تو را

شهره آفاق کند این دل شب گرد مرا

راست چو شقه علمت رقص کنانم ز هوا

بال مرا بازگشا خوش خوش و منورد مرا

صبح دم سرد زند از پی خورشید زند

از پی خورشید تو است این نفس سرد مرا

جزو ز جزوی چو برید از تن تو درد کند

جزو من از کل ببرد چون نبود درد مرا

بنده آنم که مرا بی‌گنه آزرده کند

چون صفتی دارد از آن مه که بیازرد مرا

هر کسکی را هوسی قسم قضا و قدر است

عشق وی آورد قضا هدیه ره آورد مرا

اسب سخن بیش مران در ره جان گرد مکن

گر چه که خود سرمه جان آمد آن گرد مرا

 

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (رجز مثمن مطوی) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

تاوتک در ‫۷ سال و ۱۲ ماه قبل، پنج شنبه ۲ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۵۲ نوشته:

ناداشت یعنی کسی که چیزی ندارد وافزون بر اینکه چیزی ندارد هیچ صفت خوبی هم ندارد میشود آنرا به جای اصطلاح بی همه چیز به کار برد .به نظر خوش نما تر هم می آید

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

تاوتک در ‫۷ سال و ۱۲ ماه قبل، پنج شنبه ۲ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۵۵ نوشته:

دست گزان هم زیباست و برای رساندن تعجب به کار میرود به جای از فرط تعجب میتوان دست گزان یا انگشت گزان و یا اصلا انگشت به دهان را به کار برد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

رضا در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، دو شنبه ۲۰ دی ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۱۸ نوشته:

خیزید و خز آرید که هنگام خزان است
باد خنک از جانب خوارزم وزان است
آن برگ رزان بین که بر آن شاخ رزان است
گویی به مثل پیرهن رنگرزان است
دهقان به تعجب سر انگشت گزان است
کاندر چمن و باغ نه گل ماند و نه گلزار
منوچهری

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

رضا در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، دو شنبه ۲۰ دی ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۲۰ نوشته:

کاندر چمن و باغ نه گل ماند و نه گلنار

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

نادر.. در ‫۳ سال قبل، سه شنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۵۲ نوشته:

جزو من از کل ببرد
چون نبود درد مرا..

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

امیر در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، چهار شنبه ۶ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۳۶ نوشته:

مطلع این غزل... کار در اورد مرا. در اینجا کام در اورد مرا نوشته شده

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

Me۷ در ‫۸ ماه قبل، پنج شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۵۳ نوشته:

احسنت بر خانم جوزی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.