گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

ای یار ما دلدار ما ای عالم اسرار ما

ای یوسف دیدار ما ای رونق بازار ما

نک بر دم امسال ما خوش عاشق آمد پار ما

ما مفلسانیم و تویی صد گنج و صد دینار ما

ما کاهلانیم و تویی صد حج و صد پیکار ما

ما خفتگانیم و تویی صد دولت بیدار ما

ما خستگانیم و تویی صد مرهم بیمار ما

ما بس خرابیم و تویی هم از کرم معمار ما

من دوش گفتم عشق را ای خسرو عیار ما

سر درمکش منکر مشو تو برده‌ای دستار ما

واپس جوابم داد او نی از توست این کار ما

چون هرچ گویی وادهد همچون صدا کهسار ما

من گفتمش خود ما کهیم و این صدا گفتار ما

زیرا که که را اختیاری نبود ای مختار ما

 

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

مهدی نظری » اسیر عشق » شیدایی

عبدالحسین مختاباد » سفر عشق » یار من اسپاتیفای

music_note معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲۰ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

امین کیخا در ‫۸ سال و ۳ ماه قبل، یک شنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۰۷:۳۰ نوشته:

پیکار بیت سوم همان جهاد است که فریزی( فریضه ای ) دینی است .

 

حمید سامانی در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، یک شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۵۶ نوشته:

آقای امین کیخا
شما این کلمات را چطور از خود درمی آورید و فارسی را تحریف میکنید
حالا اگر فرضیه را فرزیه نوشتید یعنی شما فارسی را درست صحبت میکنید و مینویسید
دوست عزیز لطفاً از خود و سرسری و بدون تفکر قاعده و روش در نیاورید
فرضیه با ضاد نوشته میشود نه با ز دوست عزیز خودتان هم در کمانه صحیح آن را نوشته اید
تقریباً تمام الفبای فارسی و عربی با هم مشترک هستند و بسیاری از کلمات بین زبانهای عربی و فارسی هم مشترک هستند، تلفظ خیلی از کلمات مشترک که در فارسی و عربی یک جور نوشته میشوند با هم فرق میکند
فارسی از آسمان نازل نشده و خیلی از کلمات فارسی ریشه عربی دارند و علت آن هم به لحاظ موقعیت جغرافیایی و نزدیکی زبانهاست و نه صرفاً به علت حمله اعراب و تحمیل آنها
نزدیکی زبانها را حتی در کشورهای اروپایی میتوان دید این یک بحث زبانشناسی است برای نمونه نزدیکی زبانهای انگلیسی آلمانی و هلندی را ببینید و مقایسه کنید همینطور نزدیکی زبانهای فرانسوی ایتالیایی اسپانیایی و پرتقالی

اگر فرق سین و ث و صاد را نمیدانید
اگر فرق ذال و ز و ضاد و ضا را نمیدانید
اگر فرق ت و طا را نمیدانید
اگر فرق ح و ها ( ه ) را نمیدانید
اگر فرق همزه با یای مکسور را نمیدانید و فکر میکنید حرکت ( ء ) روی حرف ه در کلماتی مثل خانه و کوچه همزه است در اشتباهید
اگر این نکته های ظریف را نمیدانید پس بایستی کمی اصول و قواعد دستور زبان فارسی را درست یاد بگیرید
ما همه عرق ملی داریم و ایران و زبان فارسی را دوست داریم
پاینده باشید

 

حمید سامانی در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، یک شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۰۲ نوشته:

ببخشید من فریضه را فرضیه نوشتم
تصحیح میکنم اشتباه استفاده از کامپیوتر بود حروف را جابجا نوشتم

 

سیدمحمد۱ در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، دو شنبه ۱ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۲۸ نوشته:

حمید خان سامانی
حتماً جناب کیخا حاشیه ی شما را میخوانند ولی کاش ادب را رعایت میکردید .
ترجمه ی فریزی { فریضه} به عربی {واجب } است
دکتر کیخا تاج سر ماست
زنده باشی

 

وفایی در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، سه شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۰۵ نوشته:

نثر آقای کیخا شبیه جاده ای پر سنگلاخ است :آزار دهنده و نازیبا .

 

مهران در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، سه شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۱۵ نوشته:

جناب کیخا برای صاحبدلان مینویسند.

 

nabavar در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، سه شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۴۶ نوشته:

وفایی جان
نوشته های تو آزار دهنده تر و نا زیبا تر است
حاشیه های دکتر کیخا را اگر نمی پسندی مانع یادگیری ما نشو
ایشان استاد ما هستند ، سالهای درازیست که از محضر ایشان سود برده ایم .

 

وفایی در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، سه شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۵۰ نوشته:

برای خود نمایی می نویسند .
اگر برای صاحبدلان می نوشتند ، بر دلها می نشست ، که نمی نشیند . مثل همین اشعار مولانا که زیبا و روان و دلنشین است . مثل تمام شاعران ما و مثل تمام صاحبدلان که کلامشان بر دل و جان همه می نشیند .
متاسفم که انسانها را تاج سر خودتان می کنید . اما من جز عشق خداوند ، تاج دیگری بر سر ندارم .
و متاسفم که از انسانها بت می سازید . اما من سالهاست که بتها را شکسته ام .

 

وفایی در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، چهار شنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۰۱ نوشته:

تعجبی هم نداشت که شاگرد آقای کیخا هستید .استادی مثل او شاگردی مثل شما را هم تربیت می کند : سخت پیچیده در تعصب که تحمل شنیدن هیچ حرف مخالف و انتقادی را ندارد مبادا که بر خود پرستی هایش خدشه ای وارد شود .
استادی که با یک انتقاد قهر می کند و از این وبسایت می رود ، برآن استادی بباید گریست .

 

وفایی در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، چهار شنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۰۴ نوشته:

شما هم که با این سرعت جواب می دهید ، من فکر می کنم باید از اهالی گنجور باشید . اگر نظرات من خارج از حیطه مورد نظر شماست ، خب مرا دیلیت کنید .این که خیلی ساده است !

 

مهران در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، چهار شنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۰۹ نوشته:

وفایی جان پر واضح است که حالت خراب است و جناب کیخا را بهانه کرده ای.اگر عاشق خدا باشی باید انسانها را محترم بداری

 

وفایی در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، چهار شنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۴۸ نوشته:

هم آقای حسین و هم آقای مهران
خشم شما نشانه ضعف شماست .شما نتوانستید بدون توهین کردن و اتهام زدن ، از استادتان دفاع کنید و با قدرت بیان ، جواب مرا بدهید . شما کنترل خودتان را از دست داده اید و تنها حربه ای که در دست دارید ، " بی تربیت شدن " است .
دیگران که مکالمات ما را بخوانند خواهند فهمید که بین من و شما کدامیک عصبانی شده و حالش خراب شده و کدامیک منطقی و قدرتمند تا پایان مکالمه ایستاده .
در مورد تاجی از عشق خداوند هم منظور من این بود که سایه مهر خدا بر سر انسانهاست و به جای اینکه انسان دیگری را تاج سر خود بنامیم یادمان نرود که تنها خدا سرور همه ماست .
شخص خاصی هم بهانه من نیست .من کلی صحبت می کنم . تمام کامنت هارا خوانده ام .تاج سر را هم که شما نگفته بودید . آقای دیگری گفته بودند .
شما هم نگران نباشید .با این دفاع های خشمگینانه ای که از استادتان کردید خواهد فهمید که چقدر حضورش را می خواهید و همچنان برایتان خواهد نوشت . ان شاء ا ... که استفاده ببرید .

 

وفایی در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، چهار شنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۰۰ نوشته:

آقای حمید سامانی عزیز
نوشته های شما درمورد تحریف زبان فارسی ، عالی و کاملا صحیح است .
با شما صد در صد موافقم . این ، حرف دل خیلی هاست .
ای کاش به جای اختراع فارسی های ببخشید پارسی های جدید و عجیب و من درآوردی ، قلبمان را از کینه های تاریخی حمله اعراب و غیره پاک کنیم و به همان زبانی که تمام اجدادمان صحبت کرده اند و نوشته اند ، که همان زبان سعدی و حافظ و مولانا و ....است ، عشق بورزیم و افتخار کنیم .
از شما تشکر می کنم .

 

گمنام-۱ در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، چهار شنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۱۱ نوشته:

جنابان سامانی و وفایی
گناه است ار کسی برابری برای واژه ای بیابد و با دیگران در میان نهد،؟

 

متین در ‫۲ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۵۱ نوشته:

ما کاهلانیم و تویی صد حج و صد پیکار ما ما خفتگانیم و تویی صد دولت بیدار ما !!!!!!!

 

رهایی در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۴ دی ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۴۴ نوشته:

سلام خدمت فرهیختگان گرامی اگر کسی میتونه من رو در فهم معنای دو بیت اخریاری بکنه

 

سید عباس حسینی در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، پنج شنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۱۶ نوشته:

عبارت رندانه و زیرکانه ای را(فریزی) دیدم که حضرات از مرداد و منظور نگارنده در زد و خوردهای ادیبانه سرو دست معرفت شکستند و کاتب به ریشه همه خندید . فریز همچنانکه تداول امروزه آن بسیار است.. بیشتر در اینجا به نیت انجماد و طعنه ای زیرکانه به جهاد است که که نگارنده نقد خود را سوار این عبارت کرده است و نه چیز دیگر

 

احسان در ‫۱ سال قبل، سه شنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۴۳ نوشته:

رهایی جان عزیز من هم مثل شما هستم و آگاهی چندانی ندارم اما چون کسی به شما پاسخ نداده من سعی میکنم توضیح دهم. برای معنی دو بیت آخر که عرض کردید باید سه بیت آخر را معنی کرد. به عشق می گوید که تو دستار ما که منظور میتواند دل باشد را از ما ربودی و همان طور که میدانید عیاران چابک و سریع بودند پس عشق به اشارتی دل را ربوده و حال به عشق میگوید که خود را به آن راه نزن! کار تو بوده! و عشق در بیت بعد پاسخ میدهد که نه کار من نبود و کار خودت بود زیرا ما همچون کوه صدای تورا به خود برگرداندیم. در این بیت به صفت انعکاس دهنده بودن کوه اشاره شده و در بیت آخر کوه نمایانگر بی اختیار بودن است. مولانا می گوید که بی اختیار ما هستیم و مختار مطلق تو هستی ای عشق یا ای خداوند. اگر در دوبیت اخر دقیق شویم مشکل جبر و اختیار حل میشود. در قرآن آمده خدا هر آنکه را بخواهد هدایت میکند و هر آنکه را بخواهد گمراه میسازد و عده ای می اندیشند که اعمال و تصمیمات انها بی نتیجه است. در حالی که چنین نیست. خداوند از اختیار خود که مختار مطلق است استفاده کرده و به ما اختیار داده و ما هرچه اختیار کنیم ، گویی او اختیار کرده است ( چه خوب و چه بد ) . پس از یک دید ما مختار هستیم و هر چه عمل کنیم و اندیشه کنیم ، همان نصیب ما میشود (انعکاس صدا در کوه). و از یک دید خدایی و بسیار بالا که فعلا آن را نداریم، همه چیز در کف دلبر همچون موم است، حتی سنگ خارا! به نظر من دوبیت آخر که شما آن را خواستید درباره جبر و اختیار بود و اگر با حضور دل آن را بخوانید ، هر آنچه من نوشتم بی خاصیت می شود و کلام را صاحب کلام خود زیبا تر گفته

 

نگین در ‫۱۰ ماه قبل، چهار شنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۰۴ نوشته:

درود دوستان کسی میتونه محبت کنه و معنی بیت دوم مخصوصا مصرع اولش رو به من بگه سپاسگزارم.

 

احسان در ‫۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۳۷ نوشته:

در پاسخ به خانم نگین
فکر میکنم به این معنی باشه که پارسال ما عاشق امسال ما شد یعنی امروز ما بهتر از دیروز ما بود. ما معمولی ها! همواره در حال خسران هستیم و در حال از دست دادن اما عاشقانی مثل مولانا هر دم و هر نفس نو می شوند، خراب می شوند و ساخته می شوند و این خاصیت مسیر عرفان است. حدیثی هست که میگه هر کس دو روزش یکسان باشد دچار زیان شده است و این همان است.

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.