اخرج عنالمکان، یا صارمالزمان
واسبح سباح حوت فی قلزمالمعانی
لا تبغ اتصالا نعت جسم
انی اری دنوا انی منالتدانی
العبد لیس یرضی فی رقه شریکا
فلرب کیف یرضی فی ملکه بثانی
هل عاشق تصدیم عشوقتین جمعا
اعشق فان فیه تخلیص کل غانی
العشق نور روحی صبح الهوی صبوحی
امنیة و فیه مجموعة الامانی
ماالعشق یا معنا یشرک انا و انا
تقنی عنالمدارک فی خالقالحسان
هذاالصدود خانی و النار فی جنانی
یزداد کل یوم عشقی بلا توانی
قلبی علیک یحرص یا رب لا تخلص
یارب زد وقودا سبحان من یرانی
سبحان من یرانی سبحان من رعانی
سبحان من دعانی من غیر امتحان
اسکت فلون خدی اوج دمعتی تودی
عشقا به تعالی عن صفوةالمعانی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل دربارهٔ مفهوم عشق و ارتباط معنوی با معشوق سخن میگوید. او به نیاز به رهایی از قید و بندهای مادی اشاره میکند و عشق را بهعنوان نوری در جان میداند که همه آرزوها را در خود جمع کرده است. شاعر از جدایی و فاصله شکایت کرده و عشق را همچون آتش در دل خود توصیف میکند که هر روز شدت میگیرد. در نهایت، او از خداوند میخواهد که این عشق را افزایش دهد و به مراقبت و مشاهدهٔ خود افتخار میکند.
هوش مصنوعی: از این مکان خارج شو، ای شمشیر زمان، و در دریای معانی همچون ماهی شنا کن.
هوش مصنوعی: به دنبال برقراری ارتباط با چیزهای دنیوی و مادی نباش، زیرا من در آستانهٔ نزدیک شدن به معنای عمیقتری هستم.
هوش مصنوعی: بنده هیچگاه راضی نمیشود که در بندگی خود، با کسی شریک شود، پس چگونه ممکن است که خداوند متعال راضی شود که در سلطنت و فرمانرواییاش، کسی دیگر را شریک کند؟
هوش مصنوعی: آیا عاشق میتواند از عشق خود چشمپوشی کند، در حالی که عشق دوگانه دارد؟ من عاشق هستم، زیرا در عشق، نجات همه زیباییها نهفته است.
هوش مصنوعی: عشق، نوری است برای روح انسان که مانند صبحی روشن و دلانگیز است و همچنین آرزویی است که در آن مجموعهای از آرزوها و امیدها گرد آمده است.
هوش مصنوعی: عشق چیست که من و تو در آن شریک هستیم و از فهم خالق زیباییها ناتوانیم؟
هوش مصنوعی: این بیمحلی و بیاعتنایی تو، همچنان که آتش عشق من را در درونم میافروزد، هر روز بیشتر و بیشتر میشود، در حالی که من از شدت عشق ناتوان و نامؤثر هستم.
هوش مصنوعی: خدای من، قلبی برای تو دارم که به شدت مشتاق است، اما نمیتواند به تو برسد. پس بر آتش عشق من بیفزا، زیرا تویی که مرا میبینی.
هوش مصنوعی: پاک و منزّه است آن کسی که مرا میبیند، پاک و منزّه است آن کسی که مرا مینگرد، پاک و منزّه است آن کسی که مرا بدون آزمایش و امتحان به سوی خود میخواند.
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی چهرهات، اشک چشمان من سرازیر میشود و من عشق را به اوج میبرم، زیرا تو نمایانگر بهترین معانی هستی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
گفتم مگر که ما را؛در دل به جای جانی
نه نه خطاست جانا جانی و زندگانی
یار گشاده زلفی دلبند شوخ چشمی
معشوق خوبروئی؛ دلدار خوش زبانی
برده سبق فراقت؛ از رنج بی نهایت
[...]
بختی نه بس مساعد یاری چنان که دانی
بس راحتی ندارم باری ز زندگانی
ای بخت نامساعد باری تو خود چه چیزی
وی یار ناموافق آخر تو با که مانی
جانی خراب کردم در آرزوی رویت
[...]
کردی نخست با ما عهدی چنان که دانی
ماند بدان که بر سر آن عهد خود نمانی
راندی به گوش اول صد فصل دلفریبم
و امروز در دو چشمم جز جوی خون نرانی
آن لابههای گرمت ز اول بسوخت جانم
[...]
ای باد روح پرور زنهار اگر توانی
امشب لطافتی کن آنجا گذر که دانی
در شو چو مهربانی در تیرگی زمانی
یابی مگر نشانی زان آب زندگانی
ره ره گذر بکویش دم دم نگر برویش
[...]
ای جان جان جانم تو جان جان جانی
بیرون ز جان جان چیست آنی و بیش از آنی
پی میبرد به چیزی جانم ولی نه چیزی
تو آنی و نه آنی یا جانی و نه جانی
بس کز همه جهانت جستم به قدر طاقت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.