گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

روزن دل! آه چه خوش روزنی

یا تو مگر روزن یار منی

عمرک یا نخلة هل تأذنی

نحو جنی غصنک کی نجتنی

روزن آن خانه اگر نیستی

پس تو ز چه روی چنین روشنی

کل سراج حدث ینطفی

غیرک یا اصلی یا معدنی

هرچه کند چرخ مطوق بود

جز تو که بنیاد بقا می‌کنی

اتخذالحرص هنا مسکنا

دونک یا نفس فلا تسکنی

دانهٔ دامست، چرا می‌خوری؟!

آهن سردست، چرا می‌زنی؟!

شربة اهوائک مسمومة

حیلة اعدائک فی‌المکمن

سخته کمانیست، پس این کمین

بر پر! چون تیر، چرا ایمنی؟!

قد نفد العمر وضاق‌المدی

خذ بیدالهالک یا محسنی

گر دو جهان ملک شود مرمرا

بی‌تو گدایم، نشوم من غنی

غیر سنا وجهک لا نشتهی

ای وسوی عشقک لا نقتنی

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.