گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

اضحکنی بنظرة، قلت له فهکذی

شرفنی بحضرة، قلت له فهکذی

جاء امیر عشقه ازعجنی جنوده

امددنی بنصرة، قلت له فهکذی

جملنی جماله، نورنی هلاله

اطربنی بسکرة، قلت له فهکذی

یسکن فی جوارنا، تسکن منه نارنا

یدهشنا بعشرة، قلت له فهکذی

نور وجهه الدجی، صدق لطفه‌الرجا

اکرمنی بزورة، قلت له فهکذی

نال فؤادی کأسه عظمه و بأسه

فاز به بخمرة، قلت له فهکذی

من تبریز شمس دین یسمع منی الانین

یکرمنی بسفرة، قلت له فهکذی

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

رؤیا در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، پنج شنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۰۸ نوشته:

کسی می‌تونه این شعر رو اعراب‌گذاری کنه؟ نمی‌تونم همه‌ی قسمت‌هاش رو درست بخونم. ممنون میشم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.