گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

یا ملک المبعث والمحشر

لیس سوی صدرک من مصدر

سر نبری ای سر، اگر سر بری

آن ز خری دان که تو سر واخری

مقلة عینی لک یا ناظری

نظرة قلبی لک یا منظری

همچو پری، باش ز خلقان نهان

بر نپری تا نشنوی چون پری

غاب فؤادی لم غیبته

بعد حضوری لک، یا محضری

بر سر خشکی چو ثقیلان مران

برتر از آنی که روی برتری

منزلناالعرش و ما فوقه

عمرک یا نفس قمی، سافری

جمله چو دردند به پایان خم

سرور از آنی تو، که تو سروری

قلت الا بدلنا سلما

اسلمک الصبر قفی واصبری

چند پس پرده و از در برون

بر در این پرده، اگر بر دری

قالت هل صبری الا به

هل عقدالبیع بلا مشتری

می مفروش از جهت حرص زر

جوهر می خود بنماید زری

اذ حضرالراح فما فاتنا

افتح عینیک به وابصری

می بفروشی، چه خری؟! جز که غم

دین بفروشی چه بری؟! کافری

قر به‌العین کلی واشربی

قد قرب‌امنزل فاستبشری

وصلت فانی ننماید بقا

زن نشود حامله از سعتری

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

نادر.. در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، چهار شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۴۵ نوشته:

چند پس پرده و از در برون؟
بردر این پرده! اگر بر دری..

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.