گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

ای دل سرمست، کجا می‌پری؟

بزم تو کو؟ باده کجا می‌خوری؟

مایهٔ هر نقش و ترا نقش نی

دایهٔ هر جان و تو از جان بری

صد مثل و نام و لقب گفتمت

برتری از نام ولقب، برتری

چونک ترا در دو جهان خانه نیست

هر نفسی رخت کجا می‌بری؟

نقد ترا بردم من پیش عقل

گفتم: « قیمت کنش ای جوهری

صیر فی نقد معانی توی

سرمه کش دیدهٔ هر ناظری »

گفت: « چه دانم ببرش پیش عشق

عشق بود نقد ترا مشتری

چون به سر کوچهٔ عشق آمدیم

دل بشد و من بشدم بر سری

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

mehdi در ‫۳ سال قبل، چهار شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۰۳ نوشته:

در مورد دلی هست که به معشوق رسیده و سرمست از عشق اوست که باده کجا میخوری یا کجا وچگونه مست عشق او میشوی تو که دایه همه جانهایی وخود بیجان. دوباره شعرو بخونم و ادامه....

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
بی نشان در ‫۱ سال قبل، سه شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۵۸ نوشته:

صیرفی نقد معانی تویی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.