گنجور

غزل شمارهٔ ۳۱۷

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

یار آمد به صلح ای اصحاب

ما لکم قاعدین عند الباب

نوبت هجر و انتظار گذشت

فادخلوا الدار یا اولی الالباب

آفتاب جمال سینه گشاد

فاخلعوا فی شعاعه الاثواب

ادب عشق جمله بی‌ادبیست

امه العشق عشقهم آداب

باده عشق ننگ و نام شکست

لا رأسا تری و لا اذناب

لذت عشق با دماغ آمیخت

کامتزاج العبید بالارباب

دختران ضمیر سرمستند

وسط روض القلوب و الدولاب

گر شما محرم ضمیر نه‌اید

فاسئلوهن من وراء حجاب

شمس تبریز جام عشق از تو

و خذ الکبد للشراب کباب



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ابراهیم حاج مجمدی نوشته:

مصرع دهم باید {{ لا رووسا تری و لا اذناب}} باشد

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.