آنکه چون ابر خواند کف ترا
کرد بیداد بر خردمندی
او همیگرید و همیبخشد
تو همیبخشی و همیخندی
همچو یوسف گناه تو خوبیست
جرم تو دانش است و خرسندی
او چو سرکهست و میکند ترشی
دوست قندست و میکند قندی
چشم مریخ دارد آن دشمن
تو چو مه دست زهره میبندی
ای دل اندر اصول وصل گریز
که بسی در فراق جان کندی
قطرهٔ باز رو سوی دریا
بنگر تا به پیش او چندی
قوت یاقوت گیر از خورشید
تا در اخلاق او به پیوندی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به روابط عاشقانه و جریان احساسات میپردازد. در این غزل، شاعر از یک سو به بیان دلتنگی و رنجهای ناشی از فراق میپردازد و از سوی دیگر، به نعمتهای دوستی و عشق اشاره میکند. او عشق را با توصیفاتی چون قند و خورشید ستایش میکند و در مقابل، دشمنی را به سرکه و ترشی تشبیه میکند. شاعر به دل میگوید که باید از اصول وصال دوری کند، چون فراق میتواند جان را به تیرگی بکشد. در نهایت، او به مخاطب توصیه میکند که به خاطر توانایی عشق، به دریای وجود خود بازگردد و در تلاش باشد تا با الهام از خالق خود، به اخلاقیات متعالی دست یابد.
هوش مصنوعی: کسی که مثل ابر بر دست تو دعا میکند، بر خرد و داناییِ من ظلم میکند.
هوش مصنوعی: او (خدا یا معشوق) همزمان هم گریه میکند و هم میبخشد، تو هم (انسان) در حال بخشش هستی و هم میخندی.
هوش مصنوعی: گناه تو مانند کارهای یوسف زیبایی دارد و جرم تو به درجهای از دانش و خوشحالی است که نشاندهندهٔ فضیلت توست.
هوش مصنوعی: او مانند سرکه است که باعث ترشی میشود و دوستش مانند قند است که باعث شیرینی میشود.
هوش مصنوعی: دشمن تو چشمانش مانند چشم مریخ است و وقتی به تو نگاه میکند، مانند ماه جذاب و زیباست، اما در عین حال، زهره (سیارهای که به زیبایی مشهور است) را نیز به دست میآورد و به نوعی تو را به دام میاندازد.
هوش مصنوعی: ای دل، در اصول و قواعد وصل و رسیدن به محبوب فرار کن و دوری را بر خود هموار نکن، زیرا در دوری و جدایی بسیار زخم میخوری و رنج میکشی.
هوش مصنوعی: ای دل، چون قطرهای به دریا نگاه کن و ببین که چگونه باید به سمت او بازگردی و نزد او بروی، تا در پیش او بمانی.
هوش مصنوعی: از خورشید انرژی و نیروی وجودی، مانند یاقوت گرانبها دریافت کن، تا در رفتار و صفات خداوند به اتحاد و یکی شدن نائل آیی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
بوالفرج شرم نامدت که بجهد
به چنین حبس و بندم افکندی
تا من اکنون ز غم همی گریم
تو به شادی ز دور می خندی
شد فراموش کز برای تو باز
[...]
با رفیقان بد چه پیوندی؟
زین حریفان چه طرف بربندی
من نگویم: به ابر مانندی
که نکو ناید از خردمندی
او همیبخشد و همیگرید
تو همیبخشی و همیخندی
کز نسیم خوش رضا بندی
شور و آشوب در من افکندی
سربلندی ده از خداوندی
همّتش را به تاج خرسندی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.