گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

ای عشق پرده در که تو در زیر چادری

در حسن حوریی تو و در مهر مادری

در حلقه اندرآ و ببین جمله جان‌ها

در گوش حلقه کرده به قانون چاکری

در آینه نظر کن و در چشم خود نگر

صد جان گره گره شده از وی به ساحری

در هر گره نگه کن وضع خدای بین

در هم ببسته موسی و فرعون و سامری

از زیر دامنت تو برون آر شمع را

تا نقش حق بخندد بر نقش آزری

تا دست و پا نهاد دو زلف تو کفر را

هر دم بمیرد ایمان در پای کافری

چون مر تو را نیابد در جان و جا دلم

گشتم هزار بار من از جان و جا بری

خشک و تر دو چشم و لب من روان شده

در قلزمی که خشک نیابند و نی تری

دی لطف‌ها بکرد خیال تو گفتمش

کای باوفا و عهد ز من باوفاتری

دانم ز شمس دین است تو را این همه وفا

تبریز این سلام بر جان ما بری

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

همایون در ‫۳ سال و ۷ ماه قبل، پنج شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۵۱ نوشته:

ما ایرانیان یا شرقیان آئینی داشتیم که پس از حمله اسکندر و آمیختن با آیین یونانی با وجود کوشش و مبارزه فراوان اشکانیان اندک اندک به گوشه و زیر زمین رفت به خصوص که ساسانیان نیز با آوردن دین زرتشی گری که به هیچ روی با زرتشت خردمند ارتباطی‌ ندارد همانگونه که دین مسیحیت با مسیح در ارتباط نیست، آیین انسانی‌ ‌ایرانی را با آئینی حکومتی دینی جایگزین کردند و زمینه رشد اندیشه‌های یونانی را حتی در روزگار دین پس از خود نیز هموار ساختند
ابن سینا در زمینه حکومت ایرانی‌ ماب سامانی و تعلیمات اسماعیلی هر چند که زیر نفوذ فلسفه یونانی بود و سال‌ها آنرا مورد تحقیق قرار داده بود، توانست بن مایه‌های فرهنگ ‌ایرانی را نیز در مطالعات گسترده خود پیدا نماید و این کار توسط بسیاری مورد پیگیری قرار گرفت ولی همواره زیر زمینی و بدور از مهر حکومتیان پیش رفت
این آیین پیرامون شناخت انسان است انسانی‌ که در میا‌‌ن آدمیان است و یک سری نیز به آسمان دارد چون پیوندی نا گسستنی و دو طرفه و سازنده‌ٔ و آبادگر همان گونه که زرتشت بود
این آیین بنام آیین مهر شناخته می‌‌شود این واژه به عربی‌ رحم شده است که اگر با وفا آمیخته شود می‌‌تواند به معنی‌ مهر نزدیک شود، این آیین در غرب نیز به نام میترائیسم گسترش می‌‌یابد و سپس در مسیحیت کنونی ادغام می‌‌گردد همانطور که در شیعه که دین ‌ایرانی است رگه‌های آن نمودار است
نمونه گسترده مهر در پهنه هستی‌ نزد مادران دیده می‌‌شود و در زمین نیز هست ولی نمونه آسمانی و معنوی یا مینوئی آن همانا فرا رفتن مهر است از دل‌ صخره و در دل‌ تاریکی زمستان و همراهی آن با خورشید و نگاه کردن به زمین و پاس داری از کسانی که پیمان نگاه می‌‌دارند و در وفا پایمردی می‌‌کنند این رویدادی است که در شب یلدا پاس داشته می‌‌شود که کهن‌ترین جشن ‌ایرانی است شب زایش پهلوان یا همان یل
این آیین تا سده‌ها به صورت آیین پهلوانی در ایران رایج بود بطوری که در خون و جنم ایرانیان می‌‌توان رگه‌هایی‌ از آن‌ را جست زیرا بار‌ها بصورت آیین عیاران و اخوان صفا و فرقه‌های درویشی و شکل‌های فراوان پدیدار گشته است
در عرفان ‌ایرانی و نهایتا در عرفان جلال دین ما به اوج این فرهنگ می‌‌رسیم که فرّ یا خوره ایزدی به صورت انسان در هستی‌ پیدا می‌‌شود و این بار شمس این پرچم را بدست دارد و فر‌ خود را به هستی‌ می‌‌دهد در عرفان جلال دین انسان آنقدر بزرگ است که فر‌ هستی‌ از انسان گرفته می‌‌شود همان گونه که مهر از دل‌ زمین به آسمان می‌‌رود و این بار خطاب به عشق می‌‌گوید
دانم ز شمس دین است تو را این همه وفا
چنین حال و صورتی در هیچ آئینی به انسان داده نمی شود که او را از جا و زمان رها می‌‌سازد و با مهر هستی‌ در هم می‌‌آمیزد و انسان در زندگی‌ کوتاه خود می‌‌تواند جاودانگی و خدایی را در خود حس کند و با تمامی انسان‌ها در حلقه‌ای در آید که از هستی‌ قسمت او شده است

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.