گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

گر روشنی تو یارا یا خود سیه ضمیری

در هر دو حال خود را از یار وانگیری

پا واگرفتن تو هر دو ز حال کفر است

صد کفر بیش باشد در عاشقان نفیری

پاکت شود پلیدی چون از صنم بریدی

گردد پلید پاکی چون غرقه در غدیری

دنبال شیر گیری کی بی‌کباب مانی

کی بی‌نوا نشینی چون صاحب امیری

بگذار سر بد را پنهان مکن تو خود را

در زیرکی چو مویی پیدا میان شیری

خوردی تو زهر و گفتی حق را از این چه نقصان

حق بی‌نیاز باشد وز زهر تو بمیری

زیر درخت خرما انداز همچو مریم

گر کاهلی به غایت ور نیز سست پیری

از سایه‌های خرما شیرین شوی چو خرما

وز پختگی خرما تو پختگی پذیری

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

محمد در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۳۴ نوشته:

از اینجا معلوم میشه مولوی شیعه بوده ؛ چون وقتی میگه "گردد پلید پاکی چون غرقه در غدیری" اشاره به یک حدیث شیعی است که میگوید وقتی وارد غدیر شوی تمام پلیدی ها از تو دور میشود !
همچنین در بیت بعدی اشاره به صاحب امیر بودن میکند که با غدیر هم قافیه است.در صورتی که تفسیر اهل سنت از واژه مولا در سخن پیامبر در روز غدیر به معنای دوست است و اهل تشیع تفسیر امیر میکنند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
Behrouz در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۲ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۰۴ نوشته:

شمس در مقالات اشاره کرده که خود شافعی و مولانا حنفی است ضمن اینکه این بزرگان صحبت از وحدت ادیان کرده اند نه فرقه گرایی. غدیر هم در اینجا منظور برکه آب است:
غدیر /qadir/
معنی
1. آبگیر؛ تالاب.
2. جای جمع شدن آب باران در بیابان.
3. آب راکدی که از سیل باقی بماند.
فرهنگ فارسی عمید
مترادف و متضاد
آبگیر، برکه، برم، تالاب

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.