آنچه در سینه نهان میداری
درنیابند تو میپنداری؟!
خفته پنداشتهای دلها را
که خدایت دهدا بیداری
هر درخت آنچه که دارد در دل
آن بدیدهست گلی یا خاری
ای چو خفاش نهان گشته ز روز
تا ندانند که تو بیماری
به خدا از همگان فاش تری
گرچه در پیشگه اسراری
پیش خورشید همان خفاشی
گرچه ز اندیشه چو بوتیماری
چنگ اگرچه که ننالد دانند
کو چه شکل است به وقت زاری
ور بنالد ز غمی هم دانند
کو ندارد صفت هشیاری



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به بررسی حقیقت درونی انسان و پنهان بودن احساسات و آمال او میپردازد. مولانا با تمثیلهایی مثل درخت و خفاش، میگوید که آنچه در دل نهان است، در نهایت آشکار میشود و لاجرم نادانسته نمیماند. او به این نکته اشاره میکند که غفلت از بیداری واقعی و درک احساسات درونی، انسان را به بیماری روحی دچار میکند. نهایتاً، شفافیت و آشکار شدن حقیقت در وجود هر شخص، حتی اگر افکارش به ظاهر پنهان باشد، اجتنابناپذیر است.
هوش مصنوعی: آنچه در دل و درونت نگه میداری، آیا فکر میکنی دیگران آن را درک نمیکنند؟
هوش مصنوعی: تو دلها را خوابیده و غافل پنداشتهای، در حالی که خداوند آنها را بیدار و هوشیار میکند.
هوش مصنوعی: هر درخت، آنچه در درون دارد را به نمایش میگذارد؛ یعنی اگر آشنایی با او پیدا کنی، ممکن است زیبایی (گل) یا زشتی (خار) او را ببینی.
هوش مصنوعی: ای کسی که مانند خفاش در تاریکی پنهان شدهای تا دیگران از بیماری تو آگاهی پیدا نکنند.
هوش مصنوعی: تو از همه کس روشنتر و آشکارتر هستی، هرچند که در جایی مخفیانه وجود داری و اسرار در دل داری.
هوش مصنوعی: خفاشی که در برابر خورشید قرار میگیرد، هرچند در فکرش به مانند بوتیمار (پرندهای که به نور حساس است و معمولاً در شب پرواز میکند) باشد، به خاطر ماهیتش نمیتواند نور را ببیند. یعنی حتی اگر کسی به دنبال حقیقت باشد، ممکن است نتواند آن را درک کند.
هوش مصنوعی: هرچند که چنگ (آلت موسیقی) در هنگام نالیدن و زاری صدایی تولید نمیکند، اما مردم میدانند که این آلت چگونه شکلی دارد و در چه زمانی باید به صدا درآید.
هوش مصنوعی: اگر کسی از غم خود شکایت و ناله کند، دیگران میدانند که او هیچگونه نشانهای از هوشیاری ندارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
اندر این عهد که قحط کرمست
بنه از نام نکو انباری
صیت احسان ببهائی اندک
میفروشند بخر بسیاری
ای که در شیوۀ گوهر باری
ابر خواهد ز بنانت یاری
در قفس کرد سر خامۀ تو
طوطیانرا بشکر گفتاری
این چه خلقست بدین زیبایی؟
[...]
دست اگر در دهان شیر کنی
وز پی قوت لقمه برداری
نزد ابن یمین ستوده ترست
زانکه حاجت بسفلگان آری
هر «الف » جان عدو را خاری
بلکه در چشم دلش مسماری
بینم ای ترک عجب خونخواری
خود بگو بار منی یا یاری
دلم ازدست توخون شد به برم
بسکه بد عهد وجفا کرداری
مشک نارند زتاتار به فارس
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.