گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

ای ساقی باده معانی

درده تو شراب ارغوانی

زان باده پیر تلخ پاسخ

بفزای حلاوت جوانی

در بزم سرای شاه جانان

نظاره شاهدان جانی

جان‌ها بینی چو روز روشن

از لذت عشرت شبانی

بینی که جهان به حیرت آید

در حلقه خلق آن جهانی

مه را ز فلک فروفرستد

در مجلسشان به ارمغانی

و آن زهره نوای خوش برآورد

کو مطرب کیست آسمانی

این‌ها به همند و ما به خلوت

با دلبر خوب پرمعانی

رخ بر رخ ما نهاد آن شه

و آن باقی را تو خود بدانی

آن شاه کیست شمس تبریز

آن خسرو ملک بی‌نشانی

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
منبع اولیه: ویکی‌درج
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.