دلا تا نازکی و نازنینی
برو که نازنینان را نبینی
در این رنگی دلا تا تو بلنگی
نیایی در چنان تا تو چنینی
در آیینه نبینی روی خوبان
که تا با خوی زشتت همنشینی
تو زیبا شو که این آیینه زیباست
تو بیچین شو که آیینه است چینی
مشو پنهان که غیرت در کمین است
همیبیند تو را کاندر کمینی
ز خود پنهان شدی سر درکشیدی
ببستی چشم تا خود را نبینی
به لب یاسین همیخوانی ولیکن
ز کینه جمله تن دندان چو سینی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به دل و حال دلخواه میگوید که تا زمانی که انسان نازکدل و نازنین نباشد، نمیتواند نازنینان را ببیند. او تأکید میکند که باید زیبایی را در خود پرورش دهد و خود را از زشتیها دور کند تا بتواند در آینه زیبایی خود را مشاهده کند. همچنین شاعر هشدار میدهد که پنهان شدن از خود و دنیای بیرون، به منزلهی غفلت از خویشتن است. در نهایت، او به این نکته اشاره دارد که در حالی که فرد به زبانی زیبا حرف میزند، در باطن ممکن است از کینه و زشتیها رنج ببرد.
هوش مصنوعی: ای دل، تا زمانی که نرم و لطیف و زیبا هستی، برو که نازنینان (عزیزان) را نخواهی دید.
هوش مصنوعی: اگر در این دنیا به شکیبایی و آرامش دست نیابی و دچار جوش و خروش باشی، هرگز به آن حال و مقام نمیرسی که شایستهاش هستی.
هوش مصنوعی: در آیینه، چهرهٔ زیبا و دلانگیز دیگران را نمیبینی، زیرا تا زمانی که با اخلاق و رفتار زشت خودت زندگی کنی، قادر نخواهی بود زیباییها را ببینی.
هوش مصنوعی: برای اینکه در آیینه زیباییها، زیبایی تو جلوهگر شود، باید خودت زیبا شوی و عیبهایت را برطرف کنی، زیرا این آیینه فقط زیباییها را مینمایاند.
هوش مصنوعی: پنهان نشو، زیرا حسادت و غیرت در کمین است و تو را میبیند، که تو خودت در مخفیگاه هستی.
هوش مصنوعی: تو از خودت پنهان شدی و سر را پایین انداختی و چشمهایت را بستی تا خودت را نبینی.
هوش مصنوعی: تو با زبان خود به زبان یاسین (پیامبر خدا) قرآن را میخوانی، اما به خاطر کینهای که در دل داری، همهٔ وجودت مانند سینی (که دندانها را برملا میکند) نمایان میشود و خود را نمیتوانی پنهان کنی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
به راه اندر نه خسبی نه نشینی
ز پشت باره شهرو را ببینی
که طفلی، خرد با آن نازنینی
کند در کار از اینسان خردهبینی
ور از شهزاده خواهی همنشینی
زمانی نیز روی او نه بینی
سزد گر نیکویی در من ببینی
که خودکام و جوان و نازنینی
به گاه خنده چون دندان نمایی
مرا اندر میان چشم شینی
مسلمان دیدمت، زان دل سپردم
[...]
گل بیخار ازین منزل، که بینی
که چیدست؟ ای برادر، تا تو چینی؟
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.