گنجور

غزل شمارهٔ ۲۴۸۳

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

تلخ کنی دهان من قند به دیگران دهی

نم ندهی به کشت من آب به این و آن دهی

جان منی و یار من دولت پایدار من

باغ من و بهار من باغ مرا خزان دهی

یا جهت ستیز من یا جهت گریز من

وقت نبات ریز من وعده و امتحان دهی

عود که جود می‌کند بهر تو دود می‌کند

شیر سجود می‌کند چون به سگ استخوان دهی

برگذرم ز نه فلک گر گذری به کوی من

پای نهم بر آسمان گر به سرم امان دهی

عقل و خرد فقیر تو پرورشش ز شیر تو

چون نشود ز تیر تو آنک بدو کمان دهی

در دو جهان بننگرد آنک بدو تو بنگری

خسرو خسروان شود گر به گدا تو نان دهی

جمله تن شکر شود هر که بدو شکر دهی

لقمه کند دو کون را آنک تواش دهان دهی

گشتم جمله شهرها نیست شکر مگر تو را

با تو مکیس چون کنم گر تو شکر گران دهی

گه بکشی گران دهی گه همه رایگان دهی

یک نفسی چنین دهی یک نفسی چنان دهی

مفخر مهر و مشتری در تبریز شمس دین

زنده شود دل قمر گر به قمر قران دهی

 


با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

محسن چاوشی » بی نام » عقل و خرد

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

* برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با این شعر از نسخه‌های خطی اینجا را ببینید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

عبدالله نظری گنجه لو نوشته:

این غزل از لحاظ محتوایی به نظر من از قوی ترین سروده های حضرت مولانا هست.
کلی لذت بردم از این غزل

👆☹

محمد آقا نوشته:

تو ادبیات قوی نیستم زیاد، ولی مولانا… حرفی برای گفتن ندارم….!!

👆☹

eslam نوشته:

آجی ادیب سن آغزیمی شیرین لیک اوزگه نین کی دی خوشلامیورسان هیچ منی کفون غریبه نین کی دی بیت اوع رو به ترکی سروده و برگردان نمودم بسیار زیباست سپاس

👆☹

... نوشته:

در بیت «گشتم جمله شهرها نیست شکر مگر تو را / با تو مکیس چون کنم گر تو شکر گران دهی»، مکیس، ممال مکاس به معنی چانه زدن در معامله هست. بیت جالبیه. به نوعی به فضای انحصاری در اقتصاد هم اشاره می کنه. وقتی در تمام شهرها فقط تو یک محصول (شکر) رو داری، هر چه قدر هم که گران بفروشی من قدرت چانه زنی ندارم و مجبورم به همون قیمت بخرم.
برگذرم ز نه فلک گر گذری به کوی من…
بی نظیر!

👆☹

کمال صادقی نوشته:

در زبان کوردی ما وقتی مکیس رو استفاده میکنیم که معنای تعارف کردن به چیزی برای دریافت و همچنین دعوت کردن بدهد.

👆☹

امیر نوشته:

دوستان میشه معنی و مفهوم این بیت رو بگین

عقل و خرد فقیر تو پرورشش ز شیر تو

چون نشود ز تیر تو آنک بدو کمان دهی

👆☹

آرشام نوشته:

اساتید میشه معنی و مفهوم این بیت رو بگین

عقل و خرد فقیر تو پرورشش ز شیر تو

چون نشود ز تیر تو آنک بدو کمان دهی

👆☹

محمد ئەژی نوشته:

برای اونای که میخوان معنی این بیت رو بدونند
عقل و خرد فقیر تو پرورشش ز شیر تو
چون نشود ز تیر تو آنک بدو کمان دهی
به نظر من اینجا وقتی مولوی عقل و خرد خودش میده دست معشوق، خوب مولوی میگه که تو مرا رام کردی و من عقل و هوشم در کنار تو گذاشتم… وقتی کسی خودش تسلیم میکنه آن کس در حالت امان هست، میگه من تسلیم شدم که به من امنیت بدید، دیگه جنگ تموم، من دیگه نمیخوام بجنگم… خوب وقتی کسی پشت کمان باشد از تیر آن کمان رها میشە
نظر شما؟

👆☹

میلاد نوشته:

چه بی نظیر خوانده است محسن چاوشی _ آهنگ “عقل و خرد”_آلبوم “قمارباز”_محسن چاوشی

👆☹

یاس نوشته:

سلام دوستان
اگه ممکن هست لطفاً درباره مفهوم مصراع “چون نشود ز تیر تو آنک بدو کمان دهی” توضیح بدید. خیلی ممنونم.

👆☹

امیر حسین نوشته:

عقل و خرد فقیر تو پرورشش ز شیر تو

چون نشود ز تیر تو آنک بدو کمان دهی

به نظر من یعنی عقل و خرد بشر در برابر دانش بی انتها خداوند واقعا ناچیز و فقیره هرچقدر هم که زیاد باشه
همچنین در جایی که میفرماید چون نشود ز تیر تو آنک بدو کمان دهی به نظر من یعنی کسی که تمام وجودش رو در راه حضرت دوست به کار نبره مثل کسیه که کمان داره و ازش استفاده نمیکنه و در اینجا بشر نیاز پیدا میکنه به وجود انسان هایی که مثل شیر با رفتار و کردارشون باعث پرورش خرد و درک بقیه میشن ( پرورشش ز شیر تو )
نظر دوستان چیه ؟

👆☹

متین نوشته:

بیت عقل و خرد فقیر ت پرورشش ز شیر ت چون نشود ز تیر ت انکه بدو کمان دهی معنیش به این صورته که ز تیر شدن به معنی بهره و قسمت شدنه(کنایه)و کمان دادن هم کنایه از توجه کردنه پس معنیش میشه چطور ممکن سهم تو نشود انکسی که تو به او نظر کنی
مصرع اولشم ک مشخصه

👆☹

متین نوشته:

اینجا کمان ایهام تناسب داره یه معنیش تیر و کمان که مد نظر ما نیست و معنی درستش ک به این بیت میخوره به میشه توجه کردن

👆☹

امیر حسین نوشته:

جناب متین اینطور که شما گفتین نسبت این ۲ مصرع باهم مشخص نمیشه به نظر بنده این ۲ مصرع همگام و همراه با هم هستند و جد از هما نیستند
عقل و‌خرد فقیر تو پرورشش ز شیر تو
چون نشود ز تیر تو‌ انک بدو کمان دهی

👆☹

متین نوشته:

امیرحسین عزیز….این دوتا اصن از هم جدا نیستن….در واقع شاعر داره دلیل اینکه هر کسی اسیر دام معشوق میشه رو به پرورش یافتن معشوق با خرد و عقل ربط میده….در واقع به علت زیرکی معشوقه ک همه عاشقش میشن

👆☹

الیاس نوشته:

تعبیر بنده از بیت:
“عقل و خرد فقیر تو پرورشش ز شیر تو
چون نشود ز تیر تو آنک بدو کمان دهی”

در مصرع اول، مولانا میگه عقل و خرد، فقیر تو هستند. هم می‌توان اینطور برداشت کرد که عقل و خرد بصورت کامل در اختیار انسان هستند، هم اینطور برداشت کرد که عقل و خرد آدمی در ابتدا ضعیف و ناپخته هستند. در ادامه گفته می‌شود که “پرورشش ز شیر تو” یعنی عقل و خرد از شیر که در اینجا منظور سرشت و گوهر وجود آدمی هست رشد و پرورش پیدا می‌کنند.

در خصوص مصرع دوم من با عقیده دوستان هم نظر هستم و منظور این بوده که اگر به آنها توجه کنی چطور می‌شود که از آنها بهره نبری؟ یعنی قطعاً بهره خواهی برد.

پس منظور این است که با پرورش عقل و خرد و توجه به اونها می‌توانی به کمال برسی

👆☹

هادی نوشته:

دوستان مصراع چون نشود ز تیر تو… باید توجه داشت که بصورت پرسشی خوانده میشه

👆☹

پشتیبانی آهنگهای مرتبط از سایت اسپاتیفای