این چه باد صرصر است از آسمان پویان شده
صد هزاران کشتی از وی مست و سرگردان شده
مخلص کشتی ز باد و غرقه کشتی ز باد
هم بدو زنده شدهست و هم بدو بیجان شده
باد اندر امر یزدان چون نفس در امر تو
ز امر تو دشنام گشته وز تو مدحت خوان شده
بادها را مختلف از مروحه تقدیر دان
از صبا معمور عالم با وبا ویران شده
باد را یا رب نمودی مروحه پنهان مدار
مروحه دیدن چراغ سینه پاکان شده
هر که بیند او سبب باشد یقین صورت پرست
و آنک بیند او مسبب نور معنی دان شده
اهل صورت جان دهند از آرزوی شبهای
پیش اهل بحر معنی درها ارزان شده
شد مقلد خاک مردان نقلها ز ایشان کند
و آن دگر خاموش کرده زیر زیر ایشان شده
چشم بر ره داشت پوینده قراضه میبچید
آن قراضه چین ره را بین کنون در کان شده
همچو مادر بر بچه لرزیم بر ایمان خویش
از چه لرزد آن ظریف سر به سر ایمان شده
همچو ماهی میگدازی در غم سرلشکری
بینمت چون آفتابی بیحشم سلطان شده
چند گویی دود برهان است بر آتش خمش
بینمت بیدود آتش گشته و برهان شده
چند گشت و چند گردد بر سرت کیوان بگو
بینمت همچون مسیحا بر سر کیوان شده
ای نصیبه جو ز من که این بیار و آن بیار
بینمت رسته از این و آن و آن و آن شده
بس کن ای مست معربد ناطق بسیارگو
بینمت خاموش گویان چون کفه میزان شده



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر درباره تأثیر باد و تغییرات ناشی از آن بر زندگی و عالم است. باد به عنوان نمادی از ارادهی الهی، کشتیها را در دریاهای زندگی سرگردان و غرق میکند، و در عین حال، سبب حیات و زنده شدن نیز میشود. مولانا به تفاوت درک افراد از واقعیت اشاره میکند و میگوید تنها کسانی که به باطن و معنی مینگرند، میتوانند از حقیقت وجود آگاهی یابند. او بر اهمیت ایمان و توجه به معنای درونی زندگی تأکید میکند و به انسانها گوشزد میکند که از سطح ظاهری فراتر رفته و به عمق وجودی خود بنگرند. در نهایت، از نیاز به خاموشی و تفکر در کنار زید و کمگویی صحبت میکند تا به درک بهتر از حقیقت دست یابند.
هوش مصنوعی: این چه بادی است که همچون طوفانی شدید از آسمان در حرکت است، که باعث شده صدها کشتی در دریا گم و گیج شوند.
هوش مصنوعی: کشتیها از باد نجات یافته و زنده شدهاند، اما در عین حال، همین باد باعث غرق شدن آنها نیز شده است. این اشاره به تأثیر دوگانهٔ باد بر کشتیها دارد؛ باد میتواند هم نجاتدهنده باشد هم ویرانگر.
هوش مصنوعی: باد در فرمان خداوند مانند نفس در فرمان تو است؛ از نظر تو ممکن است باد را دشنام داده باشد، اما در حقیقت همان باد به ستایش تو نیز پرداخته است.
هوش مصنوعی: بادها را باید به خاطر تقدیر و سرنوشت متفاوتی که دارند، از مروحه (بادزن) بشناسیم؛ چون نسیم صبا (باد خوش که از سمت مشرق میوزد) باعث آبادانی و رونق دنیا شده، اما وبا (بیماری واگیر) سبب ویرانی آن گشته است.
هوش مصنوعی: ای خدا، بادی را که به نام مروحه (باد ملایم) نشان دادی، پنهان نکن. مروحه به دیدهٔ دلهای پاکان مانند چراغی روشن است.
هوش مصنوعی: هر کسی که او را ببیند، تنها به خاطر ظاهرش عبادت میکند و پرستش مینماید، اما کسی که او را به عنوان «مسبب» یعنی منبع و دلیل نور و معنا درک کند، به حقیقت رسیده است.
هوش مصنوعی: افرادی که فقط به ظواهر و شکلها توجه دارند، از رغبت به یک شبیهسازی جان میسپارند و آرزو میکنند، در حالی که در برابر اهل معرفت و معنویت، درها برای ورود به عمق حقیقت، آسان و بیهزینه شده است.
هوش مصنوعی: بعضی از انسانها که شبیه مردان بزرگ هستند، در پی جلب توجه به خود، مانند تقلید از خاک آنها عمل میکنند و کسی که به آنها گوش میدهد، در سکوت و آرامش متوجه عمق شخصیت ایشان میشود و در نتیجه از پایگاهی که دارند، میآموزد.
هوش مصنوعی: پوینده (کسی که در جستوجو و سیاحت است) که مینگرد و در مسیر حرکت میکند، در حال جمعآوری معانی و نکات خرد و پودر شده (قراضه) است. این جمعآوری او را به جایی رسانده که به معنا و حقیقتی عمیق دست یافته است (کان به معنای معدن یا راز).
هوش مصنوعی: ما باید مانند مادر بر سر بچهاش مراقب باشیم و از ایمان خود حفاظت کنیم، اما جای تعجب است که چطور آن انسان ظریف (مؤمن) خودش از این ایمان میلرزد و نگران است.
هوش مصنوعی: تو مانند ماهی در غم و اندوه مایع میشوی، اما من تو را مانند آفتابی میبینم که بیهیچ مانعی به مقام سلطنت و عظمت رسیدهای.
هوش مصنوعی: هرچقدر بگویی که دود نشانهای از آتش است، من را در حالتی میبینی که بدون دود، خود آتش شدهام و به وجود برهان (دلیل) رسیدهام.
هوش مصنوعی: چند بار باید در مورد ستارهٔ کیوان (سیارهٔ زحل) بگویی؟ بگو ببینم آیا مانند مسیحا که جان را میبخشد، تو نیز بر روی کیوان به مقام رفیع رسیدهای؟
هوش مصنوعی: ای کسی که نصیب خود را از من میخواهی، بیا و ببین که چگونه از شرایط و وابستگیها رها شدهام.
هوش مصنوعی: ای مست ناطق و پرحرف، بس کن حرف زدن را؛ چون تو را در حال صحبت کردن میبینم که در برابر خاموشان، مانند کفهای در ترازوی میزان به نظر میرسی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
پیکری روشن چو جان ، لیکن بلای جان شده
زاده از کان و پر از گوهر بسان کان شده
مملکت را همچو جان بایسته قالب را ولیک
صد هزاران قالب از تأثیر او بی جان شده
مشرب لذات جباران ازو تیره شده
[...]
آه از آن روزی که بینی خلق را حیران شده
جانها بر لب رسیده دیدها گریان شده
ای کمان ابرویت را جان من قربان شده
شام زلفت را نسیم صبح سر گردان شده
نقطه ی خالت سواد عین خورشید آمده
آتش لعلن ذهاب چشمه ی حیوان شده
با همه خوردی دهان توست در روز سفید
[...]
باز آن مه در سمند ناز در جولان شده
فتنه را سر کرده و سر فتنه ی دوران شده
تا صف خوبان شهر آشوب را بر هم زند
کرده بر اهل نظر جولان و در میدان شده
چن بعزم گوی بازی رانده بیرون رخش ناز
[...]
ای درت مجموعه ذرات سرگردان شده
آفتابی دایم از برج شرف تابان شده
نه فلک زیر و زبر هر روز بیرون کردهاند
تا به طراحان بزمت طرح کار آسان شده
اوج سقفش اختر آیین است گویی آسمانست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.