ز سوز شوق دل من همیزند عللا
که بوک دررسدش از جناب وصل صلا
دلست همچو حسین و فراق همچو یزید
شهید گشته دو صد ره به دشت کرب و بلا
شهید گشته به ظاهر حیات گشته به غیب
اسیر در نظر خصم و خسروی به خلا
میان جنت و فردوس وصل دوست مقیم
رهیده از تک زندان جوع و رخص و غلا
اگر نه بیخ درختش درون غیب ملیست
چرا شکوفه وصلش شکفته است ملا
خموش باش و ز سوی ضمیر ناطق باش
که نفس ناطق کلی بگویدت افلا



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از سوز شوق و longing برای وصال معشوق میگوید و دل خود را به حسین تشبیه میکند که در نبرد با یزید جان میدهد. او با اشاره به قربانیهای عاشقانه در مسیر وصال، به تضاد عشق و فراق اشاره میکند و از حالتی میان جنت و فردوس سخن میگوید که در آن، انسان از محرومیتهای زندگی رها میگردد. شاعر به ارتباط عمیق و غیرمادی بین عالم غیب و وصل میپردازد و از اهمیت خموشی و گوش دادن به صدای درونی میگوید تا حقیقت را دریابد.
هوش مصنوعی: دل من به شدت از عشق میسوزد و همین سوزش را به صدا درمیآورد، گویی که در انتظار صدای وصال محبوب هستم تا به من برسد.
هوش مصنوعی: دل مانند حسین است و فراق مانند یزید، که در میدان کربلا، بارها به شهادت رسیده است.
هوش مصنوعی: به ظاهر، شهید شده و در حیات طبیعی قرار دارد، اما در حقیقت در عالم غیب و باطن گرفتار است؛ این موضوع از چشم دشمن و سلطان به نوعی نادیده گرفته شده است.
هوش مصنوعی: در میان بهشت و جایگاه عالی دوستی، کسی که از قیود و محدودیتهای زندگی دنیوی آزاد شده است. او از نیازهای جسمی و نعمتهای دنیوی رها گشته و در حالت اتصال به معشوق خود قرار دارد.
هوش مصنوعی: اگر ریشهٔ درخت عشق در عالم غیب (یعنی در عالم پنهانی) وجود ندارد، پس چرا شکوفههای وصال آن (دوستی) در دنیا نمایان شده است؟
هوش مصنوعی: خاموش باش و از درون خود بگو، زیرا نفس بشر کامل، معانی عمیقتری را به تو خواهد گفت.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
ز جام ساقی باقی چه خوردهای تو دلا
که لحظه لحظه برآری ز عربده عللا
مگر ز زهره شنیدی دلا به وقت صبوح
که بزم خاص نهادم صلای عیش صلا
بلا درست بلایش بنوش و دُر میبار
[...]
سگ علی ولی حیرتی که همچو نصیر
نبود در دل او جز محبت مولا
به دوستی علی رفت و بهر تاریخش
شفاعت علی آمد ز عالم بالا
الف قدی که دلم ساخت مبتلا به بلا
یکی هزار بلا جلوه داد از بالا
مرا به چهرهی زرّین ز لعل می گونش
گرفته قطرهی اشک آب و تاب تُنگ طلا
کشیده حلقهی شبنم به گوش لولی گل
[...]
به پیش چشم خلاق عیان شود به ملا
لوای قافله سالار دشت کرب بلا
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۱۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.