گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

برفت یار من و یادگار ماند مرا

رخ معصفر و چشم پرآب و وااسفا

دو دیده باشد پرنم چو در ویست مقیم

فرات و کوثر آب حیات جان افزا

چرا رخم نکند زرگری چو متصلست

به گنج بی‌حد و کان جمال و حسن و بها

چراست وااسفاگوی زانک یعقوبست

ز یوسف کش مه روی خویش گشته جدا

ز ناز اگر برود تا ستاره بار شوم

رسد چو می‌زندش آفتاب طال بقا

اگر چیم ز چراگاه جان برون کردست

کجاست زهره و یارا که گویمش که چرا

الست عشق رسید و هر آن که گفت بلی

گواه گفت بلی هست صد هزار بلا

بلا درست و بلادر تو را کند زیرک

خصوص در یتیمی که هست از آن دریا

منم کبوتر او گر براندم سر نی

کجا پرم نپرم جز که گرد بام و سرا

منم ز سایه او آفتاب عالمگیر

که سلطنت رسد آن را که یافت ظل هما

بس است دعوت دعوت بهل دعا می‌گو

مسیح رفت به چارم سما به پر دعا

 

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

امین کیخا در ‫۷ سال و ۱۲ ماه قبل، پنج شنبه ۲ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۲۶ نوشته:

برای ناستالجیا لغت دریغاگو ی درخور است

 

امین کیخا در ‫۷ سال و ۱۲ ماه قبل، پنج شنبه ۲ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۳۸ نوشته:

بله استاد ، اما عشرت لجباز را ترجمه می کنم به عشرت ستیهنده که بدش نیاید !

 

امین کیخا در ‫۷ سال و ۱۲ ماه قبل، پنج شنبه ۲ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۴۴ نوشته:

ناستالژی به فرانسه کمی فراخ میدان تر از فارسی است یعنی غم غربت درست است ولی وقتی می گوییم ، من ناستالژیک روزگار گذشته ام هستم غم غربت بسنده نیست . استاد گوهری بزرگوارم سرورید باشد می خوابیم ! البته اگر باز تلفن در گوشم مرگ را فوت نکند !

 

زهره نامدار در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۸ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۰۱ نوشته:

بجای دریغا گوی "نوستالژیا" کلمه ی" فسوسان" هم مناسب است
در شعر سنایی دیده ام.

 

۸ در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۸ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۲۲ نوشته:

فسوس و دریغ هردو رنگی از پشیمانی دارند
" دلتنگی " چه ایراد و اشکالی دارد؟؟

 

نادر.. در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، دو شنبه ۷ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۰۴ نوشته:

منم ز سایه ی او آفتاب عالمگیر..

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.