اگر نه عاشق اویم چه میپویم به کوی او
وگر نه تشنه اویم چه میجویم به جوی او
بر این مجنون چه میبندم مگر بر خویش میخندم
که او زنجیر نپذیرد مگر زنجیر موی او
ببر عقلم ببر هوشم که چون پنبهست در گوشم
چو گوشم رست از این پنبه درآید های هوی او
همیگوید دل زارم که با خود عهدها دارم
نیاشامم شراب خوش مگر خون عدوی او
دلم را میکند پرخون سرم را پرمی و افیون
دل من شد تغار او سر من شد کدوی او
چه باشد ماه یا زهره چو او بگشود آن چهره
چه دارد قند یا حلوا ز شیرینی خوی او
مرا گوید چرا زاری ز ذوق آن شکرباری
مرا گوید چرا زردی ز لاله ستان روی او
مرا هر دم برانگیزی به سوی شمس تبریزی
بگو در گوش من ای دل چه میتازی به سوی او



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و شوق خود نسبت به معشوقی اشاره میکند که محور تمام احساسات و آرزوهای اوست. او در مییابد که اگر عشق به این معشوق نباشد، زندگیاش بیمعنا میشود. شاعر با زبانی پرشور، تسلط عشق را بر عقل و هوش خود بیان میکند و به توصیف حالتهای مختلف احساسیاش میپردازد. او به شباهت معشوق با زیباییهای طبیعی و شیرینیهای زندگی اشاره میکند و در نهایت، از دل خود میخواهد تا او را به سوی شمس تبریزی فراخواند.
هوش مصنوعی: اگر عاشق او نیستم، چرا در کوچه او گام میزنم و اگر تشنه او نیستم، چرا به دنبال آبی در جوی او میگردم؟
هوش مصنوعی: من به این دیوانه چه میگویم، وقتی که خودم در حال خندیدن هستم، زیرا او هرگز زنجیری را نمیپذیرد مگر زنجیری که از موی او ساخته شده باشد.
هوش مصنوعی: من میگویم که عقل و هوش من را بگیر، زیرا آنها مانند پنبهای هستند که در گوشم گیر کردهاند. وقتی که گوشم از این پنبه آزاد شود، صدای او به وضوح به گوشم میرسد.
هوش مصنوعی: دل نزار و بیرمق من میگوید که با خود عهدهایی بستهام که نمیخواهم شراب خوش بنوشم، مگر اینکه خون دشمنان او را بیاشامم.
هوش مصنوعی: دل من از غم و درد بسیار پر از خون است و سرم همیشه پر از بلای اوست. او مانند افیونی است که حال و هوای دل مرا تحت تأثیر قرار داده و به نوعی من را تسخیر کرده است، و در این میان، سر من مانند کدو (نماد زحمت و درد) شده است.
هوش مصنوعی: ماهی یا زهره (که به زیبایی و درخشندگی معروفند) وقتی در برابر چهرهاش نمایان شوند، هیچ ارزشی ندارند. در برابر شیرینی و جذابیت او، قند و حلوا هم بیمعنا و بیاهمیت هستند.
هوش مصنوعی: او به من میگوید چرا احساس غم و زاری میکنم در حالی که از شیرینی وجود او لذت میبرم، و همچنین از من میپرسد چرا به خاطر رنگ زرد و زیبا روی او شاد نیستم، در حالی که زیباییاش مانند لاله است.
هوش مصنوعی: هر لحظه مرا به یاد شمس تبریزی میاندازی و در گوشم، ای دل، بگو چه شتابی برای رفتن به سوی او داری.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
نماید تیرهگون آیینهٔ بیروی نکوی او
مگر عکس جمالش آورد رنگی بروی او
من ندیدم در میان کوی او
در درو دیوار الا روی او
هدایت رَبِّ أرِنِی چندموسیوش به طور دل
بجو چشمی که بینی هر طرف روی نکوی او
معرفی ترانههای دیگر
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.