گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

می تلخی که تلخی‌ها بدو گردد همه شیرین

بت چینی که نگذارد که افتد بر رخ ما چین

میش هر دم همی‌گوید که آب خضر را درکش

رخش هر لحظه می‌گوید که گلزار مخلد بین

زبان چرب او کرد درختانی پر از زیتون

لب شیرین او خواند به افسون سوره والتین

ایا من عشق خدیه یذیب الف حور العین

هواه کاشف البلوی کعسق او یاسین

شعاع وجهه یعلو علی شمس الضحی نورا

کمال ساده الوافی یفوق الطور فی المتکین

فکم من عاشق اردی مقال الحب زر غبا

و کم من میت احیا محیاه کیوم الدین

همی‌گوید مگو چیزی وگر نی هست تمییزی

که زنده کردمی هر دم هزاران مرده زین تلقین

سکوتی عند احرار غدا کشاف اسرار

وراء الحرف معلوم بیان النور فی التعیین

چو می‌گوید بگو حاجت دهد گوشی بدین امت

که او ناگفته دریابد چو گوش غیب گو آمین

سکتنا یا صبا نجد فبلغ انت ما تدری

و ترجم ما کتمناه لاهل الحی حتی حین

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.