می تلخی که تلخیها بدو گردد همه شیرین
بت چینی که نگذارد که افتد بر رخ ما چین
میش هر دم همیگوید که آب خضر را درکش
رخش هر لحظه میگوید که گلزار مخلد بین
زبان چرب او کارد درختانی پر از زیتون
لب شیرین او خواند به افسون سوره والتین
ایا من عشق خدیه یذیب الف حور العین
هواه کاشف البلوی کعسق او یاسین
شعاع وجهه یعلو علی شمس الضحی نورا
کمال ساده الوافی یفوق الطور فی المتکین
فکم من عاشق اردی مقال الحب زر غبا
و کم من میت احیا محیاه کیوم الدین
همیگوید مگو چیزی وگر نی هست تمییزی
که زنده کردمی هر دم هزاران مرده زین تلقین
سکوتی عند احرار غدا کشاف اسرار
وراء الحرف معلوم بیان النور فی التعیین
چو میگوید بگو حاجت دهد گوشی بدین امت
که او ناگفته دریابد چو گوش غیب گو آمین
سکتنا یا صبا نجد فبلغ انت ما تدری
و ترجم ما کتمناه لاهل الحی حتی حین



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان تأثیر عشق و معرفت الهی میپردازد. او میگوید تلخی زندگی وقتی به عشق خدایی پیوند بخورد، به شیرینی تبدیل میشود و در این میان، نمادهایی چون می و گل به کار میرود. عشق به خدا همچون آب حیات است که جان عاشق را زنده میکند و هر لحظه به او الهام میبخشد. شاعر به دوگانگی گفتن و نگفتن اشاره دارد و تأکید میکند که عشق واقعی فراتر از کلمات است و تنها در سکوت عرفانی و درک عمیق قابل فهم است. این عشق میتواند رازها را آشکار کند و به دلهای مرده حیات بخشد.
هوش مصنوعی: میگوید که اگر تلخیها به تو برسند، همه چیز برایت شیرین خواهد شد و زیباییهایی وجود دارد که مانع میشوند آثار پیری و چین و چروک بر چهرهات بیفتد.
هوش مصنوعی: هر لحظه میش (گوسفند) به ما هشدار میدهد که آب خضر را بنوش، زیرا رخش (اسب خواب) مدام به ما میگوید که باغ ابدی را ببینیم. اینجا اشاره به دو نماد است: آب خضر نماد جاودانگی و زندگی ابدی است و باغ ابدی به بهشت و خوشبختی اشاره دارد.
هوش مصنوعی: زبان نرم و شیرین او مانند چاقوی تیز درختان زیتون است، و لبهای شیرینش داستانی جذاب و افسونآسا مشابه سوره والتین میگویند.
هوش مصنوعی: آیا من عشق خداوندی هستم که محبتش حوریان چشم را ذوب میکند؟ اوست که گرفتاریها را برطرف میسازد، مانند قصه یاسین که دربارهٔ پیامبری است.
هوش مصنوعی: نور چهرهاش بر نور خورشید صبح میدرخشد و کمال بینظیرش بالاتر از کوه طور است، جایی که پیامبر موسی در آن قرار گرفت.
هوش مصنوعی: چندین عاشق هستند که صحبت از عشق میکنند ولی واقعاً هیچ حالتی ندارند و فقط حرف میزنند، و همچنین تعداد زیادی مرده وجود دارد که با یاد و ذکر معشوق، همانند روز قیامت به زندگی برمیخیزند.
هوش مصنوعی: او میگوید که چیزی برای گفتن نیست؛ زیرا اگر این را بگویی، تمایزی بین زنده و مرده وجود ندارد و من با این القا و آموزش هر لحظه هزاران آدم مرده را زنده میکنم.
هوش مصنوعی: سکوتی که نزد آزادگان وجود دارد، فردا پردهبرداری از اسرار پنهان را به همراه خواهد داشت. این سکوت به وضوح بیانگر نور است در زمانی که در مورد مشخص داشتن و تعیین کردن صحبت میشود.
هوش مصنوعی: وقتی که کسی چیزی میگوید، گوش آمادهاست تا نسخهای از آن را به مردم ابلاغ کند. او (مولانا) میگوید که نیازی نیست هر چیزی را به زبان آورد، زیرا او به خوبی چیزهایی را متوجه میشود که گفته نمیشود، مانند گوش غیب که به خوبی میشنود و پاسخ مثبت میدهد.
هوش مصنوعی: ای سکوت یا باد صبا، به نجد (منطقهای در عربستان) برو و آنچه را که نمیدانی به دوستان بگو و آنچه را که در دل دارم به اهل زنده (زندهدلان) برسان، حتی در لحظهای که زمان نزدیک است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
الا ای ماه مشکینمو به پیش آر آن می مشکین
ملا کن ساغر و برنِهْ به دست عاشق مسکین
از آن رخشنده خرم که عشاق را شود زو کم
ز فکرت غم ز دیده نم ز بالا خم ز چهره چین
به رنگ چهره معشوق و اشک دیده عاشق
[...]
سزد گر سر فرازد ملک و شایدگر بنازد دین
که گیتی در مه آذر گرفت آیین فروردین
به ملک و دین همی نازند شاهان بلنداختر
که آمد شاه ملکافروز مهمان قوامالدین
کجا باشد ملک چونین سزد دستور او چونان
[...]
مرا هر دم همیگویی که برگو قطعه شیرین
به هر بیتی یکی بوسه بده پهلوی من بنشین
زهی بوسه زهی بوسه زهی حلوا و سنبوسه
برآرد شیر از سنگی که عاجز گشت از او میتین
تو بوسه عشق را دیدی مگر ای دل که پریدی
[...]
نسیم صبح کز بویش مشام جان شود مشکین
مگر هر شب گذر دارد بر آن گیسوی مشک آگین
اگر در باغ بخرامد سهی سرو سمن بویم
خلایق را گمان افتد که فردوسست و حورالعین
چو آن جادوی بیمارش که خون خوردن بود کارش
[...]
شه لشکر کش ما برد از ما عقل و هوش و دین
چرا آن ترک کافر کیش غارت می کند چندین
در آن صف کو سپه رائد به قصد غارت دلها
دلی کآنجا نخواهه شد اسیر او زهی مسکین
چو دود آه خود با او رساندم سوخت چشمانش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.