گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

جرمی ندارم بیش از این کز دل هوا دارم تو را

از زعفران روی من رو می‌بگردانی چرا

یا این دل خون خواره را لطف و مراعاتی بکن

یا قوت صبرش بده در یفعل الله ما یشا

این دو ره آمد در روش یا صبر یا شکر نعم

بی شمع روی تو نتان دیدن مر این دو راه را

هر گه بگردانی تو رو آبی ندارد هیچ جو

کی ذره‌ها پیدا شود بی‌شعشعه شمس الضحی

بی باده تو کی فتد در مغز نغزان مستی یی

بی عصمت تو کی رود شیطان بلا حول و لا

نی قرص سازد قرصی یی مطبوخ هم مطبوخیی

تا درنیندازی کفی ز اهلیله خود در دوا

امرت نغرد کی رود خورشید در برج اسد

بی تو کجا جنبد رگی در دست و پای پارسا

در مرگ هشیاری نهی در خواب بیداری نهی

در سنگ سقایی نهی در برق میرنده وفا

سیل سیاه شب برد هر جا که عقلست و خرد

زان سیلشان کی واخرد جز مشتری هل اتی

ای جان جان جزو و کل وی حله بخش باغ و گل

وی کوفته هر سو دهل کای جان حیران الصلا

هر کس فریباند مرا تا عشر بستاند مرا

آن کم دهد فهم بیا گوید که پیش من بیا

زان سو که فهمت می‌رسد باید که فهم آن سو رود

آن کت دهد طال بقا او را سزد طال بقا

هم او که دلتنگت کند سرسبز و گلرنگت کند

هم اوت آرد در دعا هم او دهد مزد دعا

هم ری و بی و نون را کردست مقرون با الف

در باد دم اندر دهن تا خوش بگویی ربنا

لبیک لبیک ای کرم سودای تست اندر سرم

ز آب تو چرخی می‌زنم مانند چرخ آسیا

هرگز نداند آسیا مقصود گردش‌های خود

کاستون قوت ماست او یا کسب و کار نانبا

آبیش گردان می‌کند او نیز چرخی می‌زند

حق آب را بسته کند او هم نمی‌جنبد ز جا

خامش که این گفتار ما می‌پرد از اسرار ما

تا گوید او که گفت او هرگز بننماید قفا

 
حاشیه‌ها

تا به حال ۱۱ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ناز بانو در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۰ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۳۴ نوشته:

درود و سلام و تحیات جاود انه خداوند منان بر جلال الدین رومی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
میلادی رومی در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، پنج شنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۳۷ نوشته:

سلام بر اساتید عزیز
مصرع دوم بیت سوم نیاز به تصحیح نداره به نظر شما.!؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سیدمحمد۱ در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، پنج شنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۵۸ نوشته:

میلادی جان
بی شمع روی تو نتان دیدن مر این دو راه را
گویا نتان به جای نتوان آمده
به زبان امروزی تر میتوان گفت:
بی شمع رویت کی توان دیدن مر این دو راه را
زنده باشی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
بهروز در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، پنج شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۲:۴۴ نوشته:

این گفتار چنان ناب و بی نظیر است که هضم آن نیازمند. گذر زمان و کسب تجارب معنوی است. شمس در مقالات خواندن قرآن را به خوردن غذا تشبیه میکند که تا یک لقمه نجویده و هضم نکرده ای قصد لقمه دیگر نکن به همین علت هم قرآن طی سالیان و تدریجا بر پیامبر نازل شد چون پربار و گران مایه بود. کلام شمس و مولانا نیز از همان جنس است و بصورت شعر به رمز درآمده است تا از چشمان نالایق مستور بماند.
در 2 بیت آخر اشاره میکند که
آبیش گردان می‌کند او نیز چرخی می‌زند
حق آب را بسته کند او هم نمی‌جنبد ز جا
خامش که این گفتار ما می‌پرد از اسرار ما
تا گوید او که گفت او هرگز بننماید قفا
آنچه گاها فاش میکند اسرار است و از او نیست. با این حال مولانا در فیه مافیه قرآن را کتابی میداند که هم عوام و هم خواص میتوانند از آن بهره مند شوند همانند مادری که هم طفل او و هم شوی او از او بهرمند می شوند و لذت برمیگیرند اما به طرق مختلف. این مثل در مورد آثار شمس و مولانا نیز صادق است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
بهروز در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، پنج شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۳:۲۸ نوشته:

این گفتار چنان ناب و بی نظیر است که هضم آن نیازمند. گذر زمان و کسب تجارب معنوی است. شمس در مقالات خواندن قرآن را به خوردن غذا تشبیه میکند که تا یک لقمه نجویده و هضم نکرده ای قصد لقمه دیگر نکن به همین علت هم قرآن طی سالیان و تدریجا بر پیامبر نازل شد چون پربار و گران مایه بود. کلام شمس و مولانا نیز از همان جنس است و بصورت شعر به رمز درآمده است تا از چشمان نالایق مستور بماند. هرچند مخاطب فارسی زبان ممکن است خود را خوش شانس فرض کند که بدون واسطه قادر به خواندن این اشعار است اما به ندرت کسی فراتر از حض ظاهری و زیبایی شعری راهی به این اشعار میبرد حتی کسانی که در ادبیات فارسی حرفه ای و دارای اسم و رسم و مدارک دانشگاهی هستند تنها آن را تفسیر به رای میکنند. مثل کسانی که تمام عمر قرآن با صوت میخوانند اما از معنا فقیرند.
«عارفان قرآن، خود سخت در تنگنااند، آن کس که اول عارف کلام شد او را خود خبر نیست که در جهان قرآنی هست. بعد از آن که عارف کلام شد بر قرآن گذری کرد، او در تنگنا نباشد، زیرا که پیش از قرآن یافتن او فراخنا یافت، او داند شرح قرآن کردن»

در 2 بیت آخر اشاره میکند که
آبیش گردان می‌کند او نیز چرخی می‌زند
حق آب را بسته کند او هم نمی‌جنبد ز جا
خامش که این گفتار ما می‌پرد از اسرار ما
تا گوید او که گفت او هرگز بننماید قفا
آنچه گاها فاش میکند اسرار است و از او نیست. با این حال مولانا در فیه مافیه قرآن را کتابی میداند که هم عوام و هم خواص میتوانند از آن بهره مند شوند همانند مادری که هم طفل او و هم شوی او از او بهرمند می شوند و لذت برمیگیرند اما به طرق مختلف. این مثل در مورد آثار شمس و مولانا نیز صادق است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
اولدوز در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، یک شنبه ۷ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۳۶ نوشته:

هرگز نداند آسیا مقصود گردشهای خود ...
اجزا نمیدونن هدف چیه، مثلا سلول مغز من نمی دونه کمال چیه، ولی وقتی این اجزا جمع میشن یه جا و کلیتی رو تشکیل میدن، این کلیت هدف پیدا میکنه، آرزو پیدا میکنه . و این کلیت حرف بزرگی میخواد بزنه. ما جز هستیم و او کل . همون طور که سلول من جز هست و من کل او.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
mehdi shiraz در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، چهار شنبه ۹ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۲۳ نوشته:

هر کس فریباند مرا تا عشر بستاند مرا
آن کم دهد فهم بیا گوید که پیش من بیا
زان سو که فهمت می‌رسد..کسی که عشر از ما میطلبد فقط میگوید بیا! وفهم ودلیلی نمیده. وهرکس به نسبت عقلش با خدا دادوستد میکند.البته این یک قسمت کم و پنهان معانی بود.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
همایون در ‫۲ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۳۲ نوشته:

از غزل های شمس الضحی‌ای پیش از ملاقت شمس بوی جبری و دعایی و دینی عرفانی می‌‌دهد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مهراب در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، دو شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۱۷ نوشته:

آن کم دهد فهم بیا گوید که پیش من بیا
آن که مرا این فهم میدهد که به سویش حرکت کنم هم او به من می گوید و امر میکند به سمت من بیا.یعنی اول کشش و جاذبه و فهم ایجاد می شود بعد حرکت و عمل !

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
حمیدرضا در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، سه شنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۴۰ نوشته:

بنا به اشارهٔ دوست گرامی «علی» مصرع اول وام گرفته از این غزل انوری است:
جرمی ندارم بیش از این کز جان وفادارم ترا - ور قصد آزارم کنی هرگز نیازارم ترا

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
آذر ،خ معلم جغرافیا اراک در ‫۱۰ ماه قبل، چهار شنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۲۴ نوشته:

با سپاس از همه. راستی مولانا جان چرا اینقدر سخت حرف می زنی؟ اینجوری مردم فکر می کنن انسان کامل شدن ،خلیفه الاه شدن و اولیاالاه شدن کار سختیه در حالی که شدنیه

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.