جانا بیار باده و بختم تمام کن
عیش مرا خجسته چو دارالسلام کن
زهره کمین کنیزک بزم و شراب توست
دفع کسوف دل کن و مه را غلام کن
همچون مسیح مایده از آسمان بیار
از نان و شوربا بشری را فطام کن
مشتی فسرده را به دم گرم بشکفان
مشتی گدای را شه بااحتشام کن
این روی پرگره را خندان و شاد کن
این عمر منقطع را عمری مدام کن
ای شوق هر دماغ سر عاشقان بخار
وی ذوق هر مقام بر ما مقام کن
آن خانه را که جام نباشد چو نیست نور
ما خانه ساختیم تو تدبیر جام کن
ما را وظیفههاست ز لطف تو صد هزار
درمانده گشت دل که چه گوید کدام کن
خاموش کن که دوست مجیب است بیسوال
نظاره کرم کن و ترک کلام کن


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به معشوق خود میگوید که باده بیاورد و شادی را به زندگیاش بازگرداند. او از معشوق میخواهد که دلش را از کسوف و گرفتگی برهاند و زندگیاش را مانند معجزه مسیح روشن کند. شاعر به کنایه از فرزندان و افراد فقیر میخواهد که با محبت معشوق شاداب و محترم شوند. همچنین از معشوق میخواهد تا عمر کوتاهش را به طولانی و مستمر تبدیل کند و به او یادآوری میکند که زندگی بدون عشق و باده، بیمعنا است. در نهایت، شاعر خواستههای دلش را بیسوال نشان میدهد و از معشوق میخواهد که خود به او نظر کرم کند و بیآنکه کلامی بگوید، به او کمک کند.
هوش مصنوعی: ای جانم، بیا شراب بیاور و بخت مرا کامل کن. خوشی مرا مانند دارالسلام، یعنی بهشت، مسرتبخش کن.
هوش مصنوعی: دل را از غم و اندوه دور کن و به کنیزک زیبای میگساریات بپرداز. با دلربایی و جذابیت خود، سایهٔ کسوف (تاریکی) عواطف من را دور کن و ماه (زیبایی) را در خدمت خود بگیر.
هوش مصنوعی: مانند مسیح، مائدهای (خوراکی) از آسمان برای مردم بیاور و آنها را با نان و آش سیر کن تا به زندگی و طعام خویش برسند.
هوش مصنوعی: با دم گرم و محبت، دلهای سرد و پژمرده را شاداب و سرشار از زندگی کن و به نیازمندان (گدایان) عزت و مقام ببخش.
هوش مصنوعی: این چهرهٔ پر از مو را شاد و خندان کن و این عمر کوتاه و بیثبات را به عمری ادامهدار تبدیل کن.
هوش مصنوعی: ای شوق و اشتیاقی که در دل عاشقان وجود دارد، تو بخار و گرمای عشق را به ما برسان و در هر مقام و جایگاهی که هستیم، شوق و ذوق را به ما عطا کن.
هوش مصنوعی: خانهای که در آن شراب (جام) نباشد، مانند جایی است که نور ما وجود ندارد؛ ما چنین خانهای ساختهایم، پس تو کاری کن که آن شراب فراهم شود.
هوش مصنوعی: ما از لطف تو مسئولیتها و کارهای زیادی داریم و به همین خاطر، دلهای بسیاری به درماندگی دچار شدهاند که نمیدانند چه بگویند و کدام یک از این کارها را انجام دهند.
هوش مصنوعی: سکوت کن، چون دوست، درخواست و پرسش را میداند و خود به تنهایی برآمده از رحمتش است؛ فقط به او نگاه کن و از صحبت کردن دست بردار.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
بر دوستان ز جود خود انعام عام کن
بر دشمنان ز کین خود اندام دام کن
بلبل رسید نغمه بلبل رها مکن
گلبن شکفت جز همه برگل ثنا مکن
از روی دوست دیده خود را تهی مدار
وز دست خویش دسته گل را جدا مکن
گر عهد کرده ای که نگیری قدح به دست
[...]
جانا، شبی به کوی غریبان مقام کن
چون جان دهیم در کف پایت خرام کن
داری به زیر غمزه و لب مرگ و زندگی
تا چند جان دهم، به زبان ناتمام کن
دعوی خونبهای دل خویش می کنم
[...]
جز بند زلفش ای دل دیوانه جا مکن
بس نازک است جانب رویش رها مکن
از من دلا منال که دادی مرا به دست
کاین جور دیده کرد تو بر من جفا مکن
دیدش نخست دیده و رفتی تو بر اثر
[...]
مویت به آفتاب رخ ای جان رها مکن
شب را ز صبح روی که گفتت جدا مکن
با دوستان وفا کن و زین بیش سر مپیچ
از ما و بر دل من خسته جفا مکن
از که شنیده ای بت مه روی بی وفا
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.