گنجور

غزل شمارهٔ ۲۰۰۷

 
جلال الدین محمد مولوی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات
 

شاه ما باری برای کاهلان

گنج می‌بخشد به هر دم رایگان

الصلا یاران به سوی تخت شاه

گنج بی‌رنج است و سود بی‌زیان

چشم دل داند چه دید از کحل او

نور و رحمت تا به هفتم آسمان

خود چه باشد پیش او هفت آسمان

بر مثال هفت پایه نردبان

ای به صورت خردتر از ذره‌ای

وی به معنی تو جهان اندر جهان

ای خمیده چون کمان از غم ببین

صد هزاران صف شکسته زین کمان

در نشان جویی تو گشته چارچشم

وآنگه اندر کنج چشمت صد نشان

هر نشانی چون رقیب نیکخواه

می‌برندت تا به حضرت کشکشان

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.