گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

یارکان رقصی کنید اندر غمم خوشتر از این

کره عشقم رمید و نی لگامستم نی زین

پیش روی ماه ما مستانه یک رقصی کنید

مطربا بهر خدا بر دف بزن ضرب حزین

رقص کن در عشق جانم ای حریف مهربان

مطربا دف را بکوب و نیست بختت غیر از این

آن دف خوب تو این جا هست مقبول و صواب

مطربا دف را بزن بس مر تو را طاعت همین

مطربا این دف برای عشق شاه دلبر است

مفخر تبریز جان جان جان‌ها شمس دین

مطربا گفتی تو نام شمس دین و شمس دین

درربودی از سرم یک بارگی تو عقل و دین

چونک گفتی شمس دین زنهار تو فارغ مشو

کفر باشد در طلب گر زانک گویی غیر این

مطربا گشتی ملول از گفت من از گفت من

همچنان خواهی مکن تو همچنین و همچنین

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

عارف علیزاده در ‫۱ سال قبل، دو شنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۱۱ نوشته:

یک غزل بسیار موزون و آهنگین از مولانا که ظاهر و وزنی شاد دارد،اما در مفهوم بسیار حزین است.
دقیقا برعکس آن قطعه‌ی "امشب در سر،شوری دارم" که مفهومی بسیار والا و شاد دارد اما بر یک ملودی محزون سوار است.
در اینجا مولانا خود را خطاب قرار داده،و منظور از مطرب،خودِ مولاناست که میدانیم دف نواز ماهری بود؛با استناد به بیت "امشب منم مهمان تو،دست من و دامان تو،یا قفل در وا میکنی،یا تا سحر دف میزنم."
و رسانای نوعی کلافگی و وهم درونی و هم صحبتی با خودش است.
البته،این مطالب،برخاسته از سواد بسیار اندک اینجانب میباشد که یقینا قابل نقض است.
سپاس

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.